تبليغاتX
تاک
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

نمیدانم چه حکمتی است که در این روز و شبی که از هر سویش موضوعی می بارد (علاوه بر وقایع روزمره جامعه) با بهبود کامپیوترم توفیق یافتم بنویسم:

شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم. انّا انزلناه فی لیلهِ القدرِ. وَما ادریکَ ما لیلهُ القدرِ. لیلهُ القدرِ خَیرٌ مِنْ الفِ شَهرٍ، تَنَزَّلُ الملآئکهُ والروحُ فیها بِاذنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِ امرٍ، سلامٌ هِیَ حَتَّی مَطلَعِ الفجرِ.

باشد که همه در این شب قدر انسانیت خویش را دریابیم و قدم در مسیری نهیم که هرگز بر لحظات گذشته خویش افسوس نخوریم!

علی

در این شبی که علی از ضربت ابن ملجم به حق ملحق میگردد به این می اندیشیدم که در جامعه شیعی خود تا چه اندازه قدم در راه شناخت علی برداشته ایم و اینک آیا میتوانیم مدعی شویم که بعد از ۴۰ سال از آن شب ۲۱ رمضان سال ۴۸ که شریعتی فریاد میزد علی تنهاست! بگوییم علی دیگر تنها نیست!

آیت الله طالقانی

امروز سی امین سالگرد رحلت این مبارز نستوه است که از ییشگامان انقلاب اسلامی بود. در مطالبی که در پیش از این درباره این مرد عظیم نوشتم خصایل و مبارزاتش را برشمردم اما امسال چیز دیگری در او جستجو میکنم که از او فردی ساخت که رژیم شاهنشاهی حتی از زندانی او وحشت داشت چراکه او از همانجا مردم را هدایت میکرد و نیازی به مسجد هدایت نداشت و امروز در جامعه ای که او سنگ بنایش را با خون جگر بنا نهاد از برگزاری مراسم سالگردش ممانعت میشود!

۱۱ سپتامبر

حادثه ای که علاوه بر برج های دوقلو دنیا را لرزاند و هنوز بعد از ۸ سال از اصل آن قضیه اطلاعات بارزی در دست نیست و اینک زمزمه هایی از کشور سوم متهم در آن حادثه به گوش می رسد که اگر صحت داشته باشد بعد از افغانستان و عراق چشم هایی نگران اوست!

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:1 توسط حسین افشاری| |
بگم! بگم! بگم! بگم! ....

داستان غم انگیز توهین و تهمت و افتراهای محمود احمدی نژاد خیلی زودتر از آنی که فکرش را می کرد دامانش را گرفت و به قول معروف "کوزه گر در کوزه افتاد" مذاکره وزیر علوم دولت نهم‏اش با وزیر علوم رژیم صهیونیستی خیلی زودتر از آنکه فکرش را می کرد رو شد؛ نگارنده قصد آن ندارد که چیزی پیرامون این موضوع بنویسد فقط شما را ارجاع می دهم به مطلبی که در مورد پروفسور زاهدی نوشته بودم و اینکه من هیچ‏گاه قبول نخواهم کرد صداقت اینان را ...

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 18:58 توسط مسعود یزدانی| |

آيت الله خميني پس از ورود به ايران در سال 57 شمسي نظامي را پايه گذاري كرد كه از صدر تا ذيل آن در كف اختيار روحانيت است  امتيازات و جايگاه ويژه اي كه روحانيت شيعه در اين نظام برخوردار است در طول تاريخ بي سابقه و بي نظير بوده حتي سلسله صفوي - مشابه سلطنتي نظام جمهوري اسلامي - نيز چنين اختيارات و جايگاهي به روحانيت نداده بود چرا كه در آن حكومت هر چند روحانيت از جايگاه خاصي برخوردار بود اما  باز هم بايد تحت حكومت يك سلطان مي زيست  اين بار اما در نظام جمهوري اسلامي فرد اول حكومت يك روحاني است آن هم با شرايط خاصي كه در قانون اساسي براي رهبر مطرح شده است اقتدارات رهبر در اين نظام ؛حتي در مقايسه با كشورهايي مانند ايالات متحده كه از نظر حقوقي- رژيم رياستي بر آن حاكم است  بيشتر است

 روحانيون ايران در تمام سه دهه گذشته در تلاش بودند كه ثايت نمايند دين و سياست با هم در آميخته اند شايد بزرگترين برچسبي كه آنها به مخالفان خود نسبت مي دادند اين بود كه فلاني معتقد است دين از سياست جداست.

 پس از انتخابات رياست جمهوري دهم ؛ اما روحانيت ايران در ورطه ي آزمون جديدي غلطيده است اين بار توده هاي مردم  كه كاري به اين مباحث ندارند منتظر واكنش روحانيتند آنان منتظرند ببينند روحانيتي كه هميشه براي آنها از اخلاق ائمه سخن مي گفته اينبار در برابر برخوردهاي غيرقانوني ،غيرشرعي و غير اخلاقي حكومت چه خواهد كرد؟

 اين بار موضوع اين نيست كه آيا دين از سياست و يا حكومت جداست يا نه؟ موضوع امروز جامعه ايراني اينست كه نهادهاي ديني در برابر مرگ و زندگي انسانها چه واكنشي نشان مي دهند؟

 روحانيت شيعه كه همه ساله از حسن برخورد علي (ع) با قاتل خود و تاكيد ايشان مبني بر اينكه قاتل مرا فقط با يك ضربه مجازات كنيد دم ميزدند اين بار بايد در عمل نشان دهند كه در برابر كشته شدن انسان هايي كه نه تنها قتلي مرتكب نشده اند بلكه فقط پاره اي مطالبات سياسي دارند چه خواهند كرد؟ دين در ايران با زندگي مردم درآميخته است و شايد در اثر سوئ رفتار حكومت ،به طور مقطعي آسيب ببيند اما همچنان پابرجا خواهد ماند سخن اينست كه نهاد ها و سازمانهاي وابسته به دين چه سرنوشتي پيدا خواهند كرد؟ محرم آينده و محرم هاي پس از آن؛ آن گاه كه روحانيان بر فراز منبر مي گويند كه امام حسين به لشگر يزيد كه راه راو آب را بر ايشان بسته بود آب داد و حتي حيوانات آنان را نيز سيراب كرد مردمي كه پاي منبر نشسته اند از خود خواهند پرسيد آيا هموطنان آنها كه به خاطر مطالبات سياسي خود كشته شدند از يزيد بدتر بودند كه حكومت چنين برخوردي با آنها كرد ؟يا اساسا حكومتي كه خود را به آن مكتب سنجاق كرده است درك  درستي از آموزه هاي امام حسين و دين اسلام ندارد ؟

به راستي روحانيت چه خواهد كرد ؟ سكوت ؟شركت در درسهاي طلبگي؟ دل خوش كردن به حمايتهاي مالي دولت؟ و...... ؟ يا مقايسه ي وقايع اخيربا آموزه هاي دين و سپس در پيش گرفتن موضعي كه ناشي از آموزه هاي دين اسلام ونه علايق حكومت ايران است؟

چندي پيش رهبري ايران اعلام نمود نخبگان مراقب باشند كه شكست در اين آزمون  به معناي مردودي نيست بلكه به معناي سقوط است هرچند روي سخن رهبر با ديگران بود اما مي توان چنين آزموني را براي نهادهاي وابسته به دين نيز متصور بود روزهاي آينده نشان خواهد داد كه روحانيت در اين آزمون چه خواهد كرد؟

                                                                                         تاكلام بعدي بدرود 

نوشته شده در جمعه دوم مرداد 1388ساعت 13:44 توسط امیر حیدریان| |
جهان سوم جایی ست که در آن هر کس بخواهد مملکتش آباد شود ،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد!!!!!!!!!!
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 10:14 توسط امیر حیدریان| |

امروز روز مرد است و مرد همیشه به استقامت ،پایداری،خطر پذیری و تحمل سختی ها شهره بوده و هست. کم لطفی ست اگردر چنین روزی به مردان جامعهُ خود تبریک نگوییم این شما و این تبریکی از جنسی دیگر: 

 روز مرد را به مهندس موسوی مرد سال 88 و مرد اول اصلاحات در ایران و رهبر جنبش سبز تحول خواهی ایرانی تبریک می گویم

 او که در حساس ترین روزها همیشه با مردم و در کنار مردم بوده و هست

اوکه مشکلات جامعه را به درستی رصد کرد و راههای مناسبی برای درمان آن ارائه داد

او که پا به یک رقابت نابرابر گذاشت و برنده ی این رقابت شد

او که از جان ، مال ،ناموس و آبروی خود  در راه رسیدن به جامعه ی مدنی گذشت

او که دوش خویش را محمل بار سنگین امانت و اعتماد مردم نمود و تا آخرین لحظه، این امانت را پاس داشت

او که حکومتی را در برابر خویش دید اما با دستان خالی وفقط با تکیه بر خدا ومردم در برابر این حکومت ایستاد و پیروز شد

او که اگر رسما رییس جمهور ایران نشد در عمل رهبر جنبش سبز ملت ایران شد

و او که می رود تا در تاریخ سرخ ایران نقشی سبز و ماندگار از خویش بر جاید گذارد

آری روز مرد را به فرزند برومند سبلان که دلی به زلالی و تلاطم ارس دارد و درسخنانش نشانه از بلندای دماوند یافت می شود، به مهندس میر حسین موسوی تبریک می گویم

همچنین روز مرد را به شهدای راه جامعه مدنی - از مرد وزن- که مردانه ایستادند و از رای خویش به مثابه ناموس وطن دفاع کردند تبریک می گویم

روز مرد را به صدها آزاده ای که اینک ، هزینه ی آزادگی خویش را در زندان به سر می برند تبریک می گویم

روز مرد را به آنان که شکنجه می شوند تا به گناهان ناکرده اعتراف کنند تبریک می گویم

روز مرد را به تمامی آنانی که ماهها تلاش کردند تا وطن خویش را اعتلا بخشند تبریک وشادباش می گویم

 به امید روزی که ظفرمندانه ، روز مرد را جشن بگیریم

                                                                                               تا کلام بعدی بدرود  

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 11:36 توسط امیر حیدریان| |
        گر شعله های خشم وطن / زين بيشتر بلند شود
                               ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجين به گند شود

                               پر گوی و ياوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی
                               ابرام ژاژخايی ی تو / اسباب ريشخند شود

                               هرجا دروغ يافته ای / درهم چو رشته بافته ای
                               ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود

                               باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو
                                پيلی که اوفتد به زمين / حاشا دگر بلند شود

                               بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده
                              ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود

                               بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را
                               کاری مکن که خلق خدا / گريان و سوگمند شود

                               نفرين من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا
                               دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود

                               خواهی گر آتشم بزنی / يا قصد سنگسار کنی
                               کبريت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود

                            سيمين بهبهانی
                             ۲۵ خرداد ۱٣٨٨

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 10:34 توسط امیر حیدریان| |
شعری از شمس لنگرودی عزیز:

صید حلال
برای دخترم ندا آقا سلطان



دخترم
سنت شان بود
زنده به گورت کنند
تو کشته شدی
ملتی زنده به گور می شود.

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که پول مرگ تو را گرفته
شام حلال می خورد.

تو فقط ایستاد ه بودی
و خوشدلانه نگاه می کردی
که به خانه ات بر گردی
اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم
و خیل خیال های خوش آینده
بر در و دیوارش پرپر می زنند.

تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی
مرغی حیران
که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند
تو به دام افتادی
همچون خوشه ی انگوری
که لگدکوب شد
و بدل به شراب حرام می شود.

کیانند اینان
پنهان بر پنجره ها، بام ها
کیانند اینان در تاریکی
که با صدای پرنده ی خانگی
پارس می کنند.

کشتندت دخترم
کشتندت
تا یک تن کم شود
اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

آه ندای عزیز من
گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود
باز شد
گسترده شد
و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید
و اینانی که ندا داده اند
بلبلانند
میلیون ها تن که گرد گلی نشسته
و نام تو را می خوانند.
یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی
یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی
ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد
او که صید حلال می خورد.

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 21:50 توسط امیر حیدریان| |

تعدادی از بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان در بازی امروز خود در برابر کره جنوبی با دستبند سبز وارد زمین بازی شده اند.
علی کریمی، جواد نکونام، حسین کعبی، مهدی مهدوی کیا و تعداد دیگری از بازیکنان تیم ملی در حالی در برابر کره جنوبی فوتبال بازی می کنند که دست بند سبز به دستان خود بسنه اند.
رنگ سبز نماد تبلیغاتی میرحسین موسوی در رقابت های انتخاباتی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بود.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 19:20 توسط حسین افشاری| |

کثرت حمایتهای رهبری از دولت نهم بر هیچ کسی پوشیده نیست با این حال  این دولت چنان ناسپاس است که - بزرگترین سرمایه خود وجناحش -رهبری- را که هرگاه کم می آورند از کیسه ایشان خرج می کنند و برای کوچکترین اقدامات شان «منویات معظم له» را شاهد مثال می آورند -  به زحمت می اندازد تا در برابر تصمیمات ومصوبات آن – نظیرماجرای سازمان حج وزیارت- واکنش نشان دهند و هر چند آنها در سایر موارد به هواداران خود اعلام می کنند که:« عنصر ولایی باید از «سکوت آقا»منظورشان را بفهمد و حتما نباید منتظر باشد تا «آقا» صریحا موضع گیری کنند بعد او دست به کار شود» ، وقتی نوبت به خودشان می رسد نه به« سکوت آقا» نظری می اندازند نه به نظرنماینده ی ویژه ی «آقا» وقعی می گذارند.

به راستی چرا کار به جایی رسیده که شخصیتهای مورد علاقه ی رهبری دست به کارهایی می زنند که ایشان ناچار شوند برای خنثی کردن اثر آن شخصا وارد کارشوند ؟این موضوعیست که در کشاکش مسائل روز مغفول ماند

 این قلم براین باوراست دلیل اصلی جنین مسائلی دور بودن جامعه از سطح مطلوبی از دموکراسی است

 آیا از دولتی که در یک فرایند نه چندان دموکراتیک به روی کارآمده می توان انتظار داشت که کار کردی دموکراتیک و منطقی داشته باشد ؟؟آیا جناحی که پیروزی آن به گاه دوری از قدرت،ناشی از حرمت شکنی و بی توجهی به کرامت انسان ها و جایگاه حقیقی و حقوقی آنها و بی توجهی به فرایندهای قانونی ونادیده گرفتن حدود وثغور قانون و....است آنگاه که همای قدرت را در آغوش می کشد  قانون مند و اصولی وحقوقی رفتار خواهد کرد ؟؟؟وآیا چنین انتظاری از چنان دولتی منطقی ست؟؟؟؟

آنها که دیروز به اختیارات واقتدارات مقامات قانونی کاری نداشتند و حتی خواهان کم کردن اختیارات مسئولین جناح مقابل خود بودند چرا امروز به خود اجازه می دهند که حتی دراقیانوس بی کران اختیارات رهبری هم سرک بکشند؟وآنها که دیروز در مقابل زیاده خواهی دوستان قانون شکن خود سکوت می کردند چرا امروز از زیاده خواهی آنها می نالند؟

وقتی که کنش هاغیردموکراتیک هستند یک واکنش فرا قانونی ضرورت می یابد پس اگر همه به قانون و اصول زیست دموکراتیک پایبند باشند جامعه به واکنشهای فرا قانونی و گاه غیر دموکراتیک نیازی نخواه داشت

بپذیریم که برون رفت از شرایط موجود و رسیدن به سعادت و توسعه ی ملی مستلزم پاگذاردن به شاهراه دموکراسی و حرکت به سوی توسعه ی سیاسی ست و لاغیر.آنها  که این اصل مهم را انکار می کنند و باکردار خود در برابر دموکراسی و توسعه سیاسی می ایستند روزی خود را بر این خود کرده لعنت خواهند نمود.                                                                                   

                                                                                       تا کلام بعدی بدرود   

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:53 توسط امیر حیدریان| |
اول: فوتبال

این روزها فوتبال ایران همانند سایر اوضاع این مملکت دجار بی سامانی شدیدی است. پس از کنار رفتن (بهتر است بگوئیم کنار گذاشتن) علی دایی که آمدنش هم پر حرف و حدیث و کاملا غیرمنتظره بود بلافاصله اصول گرای فوتبال ایران سکان کشتی در گل مانده را در دست گرفت و از آنجا که مدیران ایرانی همیشه در حد و اندازه ای کمتر از پستی که به آنها می سپارند هستند جناب مایلی کهن در اندک مدتی با همه درگیری پیدا کرد و مجبور به استعفا شد و رکورد دار کوتاهی دوره سرمربی گری در ایران شد(البته پیش از او افشین قطبی این رکورد را تا نصف روز تقلیل داده بود اما سر تمرین و زمین بازی نرفته بود!)به هر ترتیب پس از کش و قوس ها و برو بیاها بالاخره از افشین خان دعوت شد تا با شرط و شروط این کشتی فرورفته تر از پیش را هدایت کندو باید دید او می تواند یا ...؟!

البته این سوال از مسئولین ورزش همچنان باقی خواهد ماند که چرا در همان روزی که  قطبی انتخاب شد با یک تلفن از مافیایی که دایی را برگزیده بود نظرتان تغییر ناگهانی کرد و اینچنین با مردم و فوتبال ایران کردید؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوم:  انتخابات

میگن این جناب میر حسین دیر آمده بد جوری دیروز تو مشهد گرد وخاک بپا کرده به نحوی که تاب از عده ای از بانوان ربوده و اونها را مجبور به عکس العمل های فلفلی کرده ولی خوشبختانه شدت جراحات زیاد نبوده است.

یکی از دوستان میگفت دلیل این واکنش ها از طرف بانوان پاک دامن همراهی زهرا رهنورد با میر حسین بوده است!( البته محض اینکه این خانواده خیلی مخفی کار هستند میگم که این خانم همسر میرحسین می باشند!)

نقل زیاد است ولی برخی هم میگن چون نمک همراه سیب زمینی ها توزیع نشده از گازهای فلفلی استفاده میشه که دم انتخابات این ملت شریف کمتر در صحنه باشند تا لطفی بشه در حق مستحقان و سفره ها بجای نفت پر بشه از انواع خوراکی های که میشه با سیب زمینی ساخت!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سوم: سفره

بالا از سفره گفتم حیفم اومد این شعری که برام از دوستی رسیده (توسط پیامک) اینجا نیارم البته اون بیت آخرش که کمی خارج از دستگاه است و ملون شده خودم به این اثر ادبی اضافه کردم:

یاد دارم در غروبی سرد سرد

                                             می گذشت از کوچه ما دوره گرد

داد می زد:کهنه قالی می خرم

                                            دست دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

                                          گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

                                            عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در خانه نیست

                                            ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

                                            اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

                                        گفت:آقا سفره خالی می خرید؟

گفت: آری می خرم اما به مفت

                                     چون که نفت است اندرونش در نهفت! 

 

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:56 توسط حسین افشاری| |
تاکسی پشت چراغ قرمز ایستاد چراغ که سبز شد دیدم جوانکی سبزه و لاغر اندام که لباس نیروی انتظامی به تن دارد و سرباز وظیفه است از سر خستگی به چراغ قرمز تکیه داده ، تاکسی داشت ازکنار او عبور می کرد من با تعجب به سردوشی هایش خیره شدم روی هر دوش او سه ستاره بود این یعنی اینکه ایشان ازنظر نظامی ستوان یکم به شمار می آید واز نظر علمی مقطع کارشناسی ارشد را به پایان رسانده است او چه از نظر سلسله مراتب نظامی و چه از نظر مرتبه ی علمی در رده ی بالایی ست اما حقیقت آنست که در حال حاضر نه موقعیت نظامی او منزلتی به شمار می آید و نه مدرک علمی او توانسته او را به جایگاهی که شایسته ی آنست برساند

 از دیدن این منظره بسیار ناراحت شدم و از خود پرسیدم که چرا جامعه ی من از این سرمایه های بزرگ استفاده ی مناسبی نمی برد؟ امثال او اما در جامعه ی ما کم نیستند در حال حاضر اداره ی نظام وظیفه در ایران با چنان تراکمی از سرباز وظیفه روبه رو شده که بسیاری از این فرزندان شایسته وبرومند وطن باید بین شش ماه الی یک سال در انتظار باشند تا نوبت اعزام به خدمت آنها برسد!!!!_البته من در مقام رد نظام وظیفه قرار ندارم هر چند در مورد آن هم مطالبی هست ولی فعلا مجال آن نیست-بگذریم

 نسل جوان یکی از مهمترین قسمتهای سرمایه ی اجتماعی هر جامعه ای را تشکیل می دهد نه منطق اقتصادی نه منطق اجتماعی و نه منطق سیاسی نمی پذیرد که ما برای نسل جوان خود بین 12 الی 19سال هزینه کنیم وسپس در اوج جوانی آنها را به کاری بگماریم که نه تنها هیچ ربطی به تحصیلات آنها ندارد بلکه به منزله ی پشت پا زدن به تمام سرمایه گذاری های گذشته و تمام تلاشها ومرارتهای علمی این جوانان است و از سویی بسیاری از اشخاص دیگر در سنین دیگر هم میتوانند این کار را با همین کیفیت انجام دهند ناگفته نماند که امروزه رشد فنآوری می تواند تمامی این خدمات را با کیفیت بهتری هم ارائه دهد پس دلیل واقعی این سرمایه سوزی بزرگ چیست؟

امسال تحت عنوان «اصلاح الگوی مصرف » نام گذاری شده است -هر چند من معتقدم سرنوشت این نام گذاری به مانند بسیاری از سایر امور دولتی ،انشایی و شعاری جامعه ی ما چنگی به دل نخواهد زد- اما انتظار می رود که اگر قرار است فرهنگ مصرف جامعه را اصلاح کنیم به « مدیریت هزینه » در جامعه ی خود سر وسامان دهیم و با یک برنامه ریزی صحیح ،هر سرمایه ای را در بهترین موقعیت ممکن به کار ببندیم نیروی انسانی را مهمترین سرمایه ی اجتماعی جامعه بدانیم و با نگاه کارشناسی وعلمی ازآنها استفاده کنیم نه نگاههای آلوده ی سیاسی ، قشری و...، بپذیریم که جامعه ی ما با امواج اسفناکی از فرار مغزها روبه روست و بپذیریم که چنین کج سلیقگی در استفاده از نیروی انسانی ،خود عاملی خواهد بود بر تشدید فرار مغزها و......

اصلاح فرهنگ مصرف فقط به این معنا نیست که از لامپ کم مصرف و شیرآب فشار قوی استفاده کنیم اصلاح فرهنگ مصرف می تواند به این معنا هم باشد که یاد بگیریم به دانشمندان، نخبگان، استادان دانشگاه ها روشنفکران، روزنامه نگاران ،هنرمندان و....احترام گذاشته و شرایط جامعه را طوری برای آنان آماده کنیم که بتوانند با آرامش خاطر و به بهترین نحو ممکن به کشور خدمت کنند یاد بگیریم اگر یک طرح یا سند ملی - که از تلاش کارشناسان جامعه حاصل شده – در دست ماست آن را کنار نگذاریم ،یاد بگیریم که از هر لحظه ی یک مصاحبه ی تلویزیونی نهایت استفاده را ببریم یاد بگیریم که اگر وزیر ما می تواند در اتاق کارش مفیدتر باشد او را آواره ی روستاها و شهرها نکنیم تا کنار فقرا بایستد وعکس یادگاری بگیرد یاد بگیریم اگر بودجه ای را می توان در یک سرمایه گذاری زیربنایی ودرازمدتی هزینه کرد آن را صرف مخارج یومیه و یا به قول خودمان « خرج اتینا » نکنیم و.......

هنوزهم یاد آن جوان سرباز وظیفه که دردوره ی دولت عدل علوی در خیابان دادگستری در سال اصلاح الگوی مصرف با مدرک کارشناسی ارشد سر چهار راه ، خسته و کوفته به چراغ قرمز تکیه داده آزارم میدهد....

                                                                                     تا کلام بعدی بدرود

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 20:23 توسط امیر حیدریان| |
ديشب پدربزرگ دوست عزيز و محبوب مان ‹‹جعفر مختاري›› بدرود حيات گفت، تاك اين مصيبت را به اين دوست عزيز  و خانواده ي محترمش تسليت ميگويد
نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 19:14 توسط امیر حیدریان| |

آیا تمام آنچه شنبه ی هفته ی گذشته در ورزشگاه آزادی رخ داد فقط وفقط یک باخت عادی ورزشی بود؟ یا آنگونه که عده ای گمان می کنند موضوع چیزی در حد یک فاجعه بود؟  آیا در ورزشگاه آزادی نکته ی قابل تامل دیگری وجود نداشت؟ این قلم بر این باور است که می توان رویداد هفته ی قبل در ورزشگاه آزادی را از چند بعد نگریست و نکات دیگری که چه بسا مهم تر از باخت تیم ملی هستند را نیز ازمتن آن استخراج کرد موضوعاتی که نه فقط به ورزش ما بلکه به تمام زندگی ما در ابعاد و وجوه متنوعش مربوط می گردد؛به عیارتی ورزشگاه آزادی در شنبه ی هفته ی قبل آینه ای بود که می توان در آن نمایی از ریخت اجتماعی  جامعه ایرانی را مشاهده کرد :

1-    در درجه ی اول حضور گسترده ی مردم در ورزشگاه را باید نشانه ای از حضور همیشگی آنها در همه ی عرصه های زندگی دانست مردمی که به ورزشگاه آمده بودند فرزندان و نوادگان همانها بودند که از ابتدای شکل گیری تمدن ایرانی تا کنون در تمامی جنگ ها ونبردها ،نهضت ها وانقلاب ها، کارها و تلاشها،سختی ها و مشقتها و.... شرکت داشته ودارند حضور آنها در ورزشگاه رگه ای از ادامه ی هان حضور است. این حضور میتواند پاسخ  خوبی باشد برای کسانی که همیشه در بررسی مشکلات اجتماع و در هنگام ارائه ی راه حل ؛ افاضاتی  می کنند که بیش از هر چیز ناظر بر اصلاح رفتار مردم است نه اصلاح رفتار حکومت.

2-    این که نظم هواداران و نوع تشویق ها ی آنها در هر بازی نسبت به بازی قبل بهتر می شود نشانگر روندرو به رشد  فرهنگ زیست جمعی این ملت است هر چند  نمی توان انکار کرد که این روند کندتر از حد قابل قبول است .

3-    نوع شعارها اما داستانی دارد در خور تامل.تا زمانی  که تیم ما برنده بود همه چیز خوب بود هواداران به نفع علی دایی سرمربی تیم شعار می دادند اما به محض اینکه بازی مغلوبه شد موضع هواداران نیز تغییر کرد این موضوع هر چند تا حدود کمی قابل قبول است و نباید اتظار داشت فردی که از زمان و پول خود هزینه کرده و به ورزشگاه آمده بعد از شکست تیمش همچنان خرسند و شاد باشد اما اینکه موضع جمع کثیری از آنها در عرض حدود 20 دقیقه به کلی وارونه گردد قابل قبول نیست سخن اینست که اگر هواداران عزیز از همان بازی ناراحت بودند که ابراز مخالفت آنها شدیدتر از باخت در یک بازی بود و اگر از روند کار تیم ملی در طول مدت مربی گری آقای علی دایی ناراحت بودند پس شعارهایی که تا چند دقیقه قبل سر می دادند چه مبنایی داشت با این حال قصد من آنست که به جنبه ی دیگری از قضیه بپردازم وآن هم اینکه این رفتار برخاسته از نوعی رفتار نهادینه شده در شخصیت شهروند ایرانی ست بسیاری از هموطنان ما نه برای دفاع خود از یک پدیده دلیل قانع کننده ای دارند نه برای مخالفت با پدیده ای دیگر، ایده ی قابل قبولی ارائه می دهند این موضوع آن گاه حادتر می شود که بسیاری از ما در هنگام تصمیم گیریهای مهم اجتماعی خود نبز این چنین رفتار می کنیم در حقیقت با تامل در بسیاری از رفتارهای اجتماعی عامه ی مردم،نظیر رفتار انتخاباتی آنها؛ می توان به این حقیقت پی برد که آن تصمیم ها بیش و پیش از آنکه منطقی و حساب شده باشد برخاسته از احساسات وهیجانات آنها بوده است و این موضوعی ست که باید به جد بدان پرداخت تا دامنه ی آسیب این موضوع کاهش یابد.

4-    واکنش های بعد از بازی نیز در نوع خود جالب و آموزنده است به ویژه حجم عظیمی از پیامک ها که به حضور رئیس جمهور در ورزشگاه می پرداخت و باخت تیم را به حضور دکتر احمدی نژاد مربوط می کرد هر چند در اصل چیزی نیست بیش از یک ابراز انتقاد و اعتراض به مدیریت ورزشی کشور و یا راهی برای تخلیه هیجان منفی ناشی از شکست ؛اما از سوئی می تواند نشان دهنده ی آن باشد که اعتقاد به خرافات –خواسته یا نا خواسته -هنوز هم در جامعه ی ایرانی رواج دارد واین باعث خواهد شد که جامعه ی ما نتواند خود را هم گام با تحولات روز جهان به پیش برد .

5-    در یکی از صحنه ها تلویزیون تصویر تماشاگری را پخش کرد که مشغول حمایت از تیم بود و در همان لحظه غافل از آنکه  تصویر او در تلویزیون پخش می شود شروع به انجام حرکات موزون امروزیا همان رقص دیروز نمود کارگردان تلویزیون بلافاصله از پخش تصویرحضرت ایشان خودداری کرده تصویر دیگری پخش نمود صرف نظر از رد یا تایید حرکت آن تماشاگر باید اذعان نمود که این موضوع  نشان گر آنست که هنوز بسیاری از شهروندان ایرانی تمی توانند راه درستی برای تخلیه ی هیجانات خود ، برای شادمانی و شادکامی خود پیدا نمایند و مدیریت جامعه باید الگوی مناسب وصحیحی برای ارضاع میل فزاینده و به حق ملت برای شادکامی ارایه دهد

6-    پرتاب ترقه ؛اشتباهی بود که  نشان می دهد هنوزعده ای راه درست ابراز خشم یا ابراز شادی را نیافته اند و از سویی زنگ خطری بود برای نیروی محترم انتظامی  که گویا تلاشهای آنان کافی به مقصود نبوده است.     

7-    آن چه بر تیم ماگذشت اما بیش و پیش از آن که نشان دهنده ی شکست تیم ملی یا شخص علی دایی باشد مهر بطلانی بر سیاستهای مدیریت مداخله گر،غیر حرفه ای و سیاست زده ی ورزش کشور است در طول دوره ی مدیریت دولت نهم ، فوتبال ایران روند مطلوبی نداشته است نه از نظم وانضباط نیم بند سابق لیگ باشگاه ها خبری بوده نه در انتخاب سرمربی تیم ملاک های شفاف و قابل قبولی ارائه شده و نه در راستای بالا بردن سطح آموزش فوتبال و همچنین مستقل شدن باشگاهها اقدامات کافی صورت گرفته ا ست و امروز آنها که به وظایف خود به خوبی عمل نکرده اند همگی پشت علی دایی مخفی شده اند تا آنکه می سوزد و تاوان می دهد تنها وتنها او باشد و او نیز به خیل عظیم سرمایه های ملی که به دلیل ضعف مدیریت جامعه آسیب دیده اند بپیوندد هر چند خود آقای گل جهان هم بی تقصیر نیست خاصه آنکه بزرگترین تقصیر او همانا پذیرفتن پیشنهاد ناپخته ی مدیران ورزش کشور و به دست گرفتن سکان تیم ملی بود ای کاش فرزند سبلان کمی درنگ می کرد و با اندوختن تجربیات بیشتر و کسب مدارج معتبر جهانی مربی گری و در ایام پخته گی سنی پا به این ورطه میگذاشت.

                                                                                     تا کلام بعدی بدرود

 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 20:11 توسط امیر حیدریان| |

پرده اول: مک فارلین با ماموریت از سر گیری روابط ایران انقلابی و ایالات متحده به فرودگاه مهر آباد وارد می شود ماموریت او به شکست می انجامد و مک، به واشنگتن باز می گردد

پرده دوم:بیل کلینتون در اجلاس سران کشورهای عضو سازمان ملل در نیو یورک به سوی سید محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب ایران حرکت می کند دستش را به قصد مصافحه جلو می برد خاتمی اما به هر دلیلی راه دیگری در پیش می گیرد و با پرزیدنت یانکی ها دست نمی دهد

پرده سوم : مادلین آلبرایت بانوی کاخ سفید و وزیر خارجه ایالات متحده رسما اعلام می کند که امریکا در کودتای مرداد 32 علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق نقش داشته او از بابت این ظلم بزرگ که دولت متبوعش در حق ملت ایران روا داشته از ایرانیان پوزش می خواهد

پرده ی چهارم: در روزهای میانی ماه مارس 2009 باراک حسین اوباما دوم،رییس جمهور ینگه ی دنیا که در اندیشه ی تغییر در سیاست خارجی  ایلات متحده است دست به قلم می برد و در نهایت احترام خطاب به ملتی که پیشتر در رسانه های همان کشور با بدترین عنوانهای ممکن از آنها ياد شده است  می نویسد:‹‹ اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.››'  


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 21:15 توسط امیر حیدریان| |
امروز یکی از دوستان عزیز که از وبلاگ نویسان حامی دکتر احمدی نژاد می باشد برای من پیامکی فرستاده که به لطف اختلالات تلفن همراه چند مرتبه آن را دریافت کردم بد نیست شما هم این پیامک را بخوانید:

«پس از استقبال کم نظیر مردم آگاه کردستان از احمدی نژاد:

خاتمی طی بیانیه ای رسما از صحنه انتخابات کناره گیری کرد!»

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 19:23 توسط امیر حیدریان| |

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 19:5 توسط امیر حیدریان| |
بیانیه انصراف سید محمد خاتمی از ادامه حضور در عرصه انتخابات به عنوان نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شامگاه 26 اسفند ماه منتشر شد.
 حجت الاسلام والمسلمین خاتمی در این بیانیه آورده است با وجود انصراف، به حضور فعال خود در صحنه برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات ادامه خواهد داد.
  محوراین بیانیه "تصمیم اخلاقی فراتر از کسب قدرت"است و خاتمی با تاکید بر این اصل، کناره‌گیری خود را از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرده است.
در این بیانیه سید محمد خاتمی به حضور فعال خود در صحنه انتخابات و تلاش برای اجماع نامزدهای انتخاباتی تاکید دارد.
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرده است که  همچنان برای تشویق مردم به شرکت در انتخابات، حضوری فعال خواهد داشت.
به گزارش  دفتر سید محمد خاتمی متن کامل بیانیه انصراف وی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است:


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 0:43 توسط مسعود یزدانی| |
ماهی قرمز ! تو مث خون دل مردم مایی توی شیشه

                                        نه که غصه شون زیاده تو دلاشون جا نمی شه 

اونا که خسّه و کوفته

                       غروبا وقتی که از را می رسن غصه ی نون شب دارن

                                                               بعضیا شون سر شب یه دنیا درد و تب دارن

 ماهی قرمز !  قصه کاشکی قصه ی نون باشه جونم

                                                           غصه کاشکی غصه ی جون باشه جونم

 قصه ی ما یه «هزار ویک شب » از جاموندنه

                                                       گیر ماها دم عید خونه رو خوب تکوندنه

همه ی عالم وآدم خونه شون رو سالی صد بار می تکونن

 اینجا هی چوب لای چرخ هم میذارن پای هم میهناشونو می شکونن.......  

آنچه آمد قسمتی از ترانه ایست که سال ۸۵ به این قلم نوشته شده است

                                                                                     تاکلام بعدی بدرود   

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 20:41 توسط امیر حیدریان| |
به سی سالگی انفلابی تزدیک می شویم که کمتر کسی آتیه اش را اینگونه می پنداشت همانطور که کمتر کسی بروزش را باور داشت البته به باور بسیاری از جامعه شناسان سیاسی سرنوشت اکثر انقلاب ها و بخصوص در جهان سوم که ضعف های فرهنگی همچنان بر سر ملل آن سایه افکنده است اینگونه است که فرزندان صادق خویش را می بلعد و فقط زمان آن متغیر است!

در مجموعه ای با نام پیاده گان انقلاب ۵۷ در  سی سالگی انفلاب به معرفی ۳۰ تن از کسانی که مستقیم و غیر مستقیم در جریانات منتهی به این انقلاب نقش ایفا کرده اند ولی مورد بی مهری و بی انصافی منابع رسمی قرار گرفته اند می پردازیم تا ادای دینی به آنان  و یادی از درگذشتگان از بین آنهاباشد با این امید که مورد توجه خوانندگان این مجموعه قرار گیرد.

 

پیاده گان انقلاب ۵۷-۱ (دکتر محمد مصدق)   

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۶(آیت الله موسوی اردبیلی)

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۲ (دکتر يدالله سحابی)  

  پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۷(مهندس لطف الله ميثمي)

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۳ (مهندس مهدي بازرگان) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۸(آيت‌الله  منتظری)

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۴ (آیت الله  طالقانی)

پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۹ (دکتر ابراهیم یزدی) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۵(دکتر علي شريعتي) 

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۰( محمد منتظرى) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۶ (داريوش فروهر) 

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۱(مهندس عزت الله سحابی) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۷ (آيت الله حسين غفاري) 

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۲(مهندس عبدالعلى بازرگان) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۸ (دکتر کاظم سامی) 

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۳(محمد بسته نگار ) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۹ (دکتر محمد نخشب)

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۴ (دکتر محسن سازگارا) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۰(آیت الله حسن لاهوتی )

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۵ (حاج محمد شانه چی) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۱ (استاد محمدتقي شريعتي)

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۶(طاهر احمدزاده ) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۲ (دکتر حبیب الله پیمان) 

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۷ (دکتر صادق طباطبایی) 

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۳ (دکتر صدرحاج سیدجوادی)

پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۸ (دکتر كريم سنجابي)

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۴ (آيت الله يوسف صانعى)

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۹ (اعظم طالقانی)

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۱۵ (فخرالدین حجازی)

 پیاده گان انقلاب ۵۷-۳۰ (دکتر ناصر میناچی)

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 22:10 توسط حسین افشاری| |

ناصر میناچی متولد ۱۳۱۰ تهران و تحصیل کرده رشته حقوق از بنیانگذاران حسینیه ارشاد و از یاران نزدیک مرحوم دکتر شریعتی و مهندس بازرگان می باشد که در دولت موقت وزیر اطلاعات و تبلیغات (ارشاد) و سرپرست اوقاف،بود.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 23:16 توسط حسین افشاری| |

اعظم طالقانی متولد ۱۳۲۲ تهران  و فرزند آیت الله سید محمود طالقانی است. وی از همان کودکی تحت تعالیم پدر که در آن سال ها درگیر مبارزات برای ملی شدن صنعت نفت بود قرار گرفت.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 23:8 توسط حسین افشاری| |

 كريم سنجابي در سال ۱۲۸۳ در كرمانشاه متولد شد. پدرش قاسم‌خان سردار ناصر رييس ايل سنجابي بود. پس از اتمام تحصيلات متوسطه ، وارد مدرسه ي حقوق تهران شد و سپس دكتراي حقوق خود را از دانشگاه پاريس دريافت كرد .


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 23:17 توسط حسین افشاری| |

صادق طباطبايي متولد ۱۳۲۲ قم است. وی فرزند آیت الله سلطانی طباطبایی و خواهرزاده امام موسی صدر است و برادر همسر مرحوم سید احمد خمینی است و در دولت موفت سخنگویی دولت را به عهده داشت و با استعفای دولت بازرگان وی نیز به حاشیه رانده شد!


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 23:0 توسط حسین افشاری| |

طاهر احمدزاده متولد سال ۱۳۰۰ در مشهد است. از مبارزان دوران رژيم پهلوي است كه در طي عمر خود پيوسته در جبهه هاي مختلف تلاش كرده است. آشنايي نزديك احمدزاده با استاد محمدتقي شريعتي و همكاري وي با نهضت كانون نشر حقايق اسلامي  در دوره قبل از انقلاب و استانداری خراسان پس از انقلاب بخشی از فعالیت های ۷۰ساله اوست.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 1:4 توسط حسین افشاری| |
شادروان حاج محمد شانه چی سال 1301 شمسی در مشهد متولد شد. می‏گفتند به این دلیل که پدرش در کار خرید و فروش «شانه» بوده، فامیل «شانه چی» رویشان مانده است.
نیاکانش در اصل، «کرمان»ی و زردشتی بودند و با کردار و پندار نیک همنشین...
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 23:43 توسط مسعود یزدانی| |

محمد محسن سازگارا، در سال ۱۳۳۴ خورشیدی در تهران،  در خانوده‌ای با بافت مذهبی_سیاسی به دنیا آمد. پدر وی همانطوری که خودش بارها در مصاحبه ها با شهامت گفنه است .که پدر وی پنبه زن یا به عبارتی لحاف دوز بوده است . وی دوران دبستان خویش را در دبستان دهخدا و دوران دبیرستان را در دبیرستان فیروز بهرام و سپس در دبیرستان البرز تهران گذراند.


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 20:31 توسط حسین افشاری| |

محمد بسته نگار متولد ۱۳۲۰ است. او در سن ۱۸ سالگي با مسجد هدايت که در آن زمان محل فعاليت هاي سياسي ‏مذهبي و تبليغي آيت الله سيد محمود طالقاني بود، آشنا شد و تحت تاثير او قرار گرفت و از آن پس علاوه بر اينکه ‏همواره يکي از اطرافيان زندگي آيت الله هميشه زنداني و هميشه تبعيدي بود، سالها همراه شد و مدتي بعد با دختر ‏وي ازدواج کرد و داماد آيت الله شد.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 22:43 توسط حسین افشاری| |

عبدالعلى بازرگان متولد سال ۱۳۲۲ شمسى در تهران ، دومين فرزند ( ازپنج فرزند) مرحوم مهندس مهدى بازرگان است و در دوران دبيرستان در 1339 با عضويت در سازمان جوانان جبهه ملى فعالیت های سیاسی را آغاز کرد و از همان اوان جوانی به خاطر ارتباط مستمر با مرحوم مهندس بازرگان در بطن جریانات ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد 1332 قرار داشت.


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 23:57 توسط حسین افشاری| |

عزت الله سحابی ، فرزند دکتر يدالله سحابي، در 1309 در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد دانشگاه تهران و در سال 1331 در رشته مهندسي مكانيك فارغ التحصيل شد. سحابي از دوره دانشجويي وارد مبارزات سياسي شد. پس از كودتاي 28 مرداد و تشكيل نهضت مقاومت ملي، او از چهره هاي شاخص و پرتلاش در اين تشكيلات بود. در اين ارتباط در سال 1333 دستگير و مدتي زنداني شد.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:24 توسط حسین افشاری| |
محمد منتظرى در بهمن‏ماه 1323 ه.ش در نجف‏آباد به دنيا آمد. وى در محيطى سرشار از عشق به خدا و اسلام و قرآن و برخوردارى از تربيت‏هاى عالمانه پدرى چون فقيه‏عاليقدررشد يافت. حدود ده‏سال داشت كه به كار و فعاليت روى آورد، در چهارده‏سالگى به ضرورت فهم اسلام و تفقد در دين مى‏رسد و به حوزه علميه قم رهسپار مى‏گردد. با جديت وتلاش مشغول درس و بحث گرديد، به جهت نبوغ و ذكاوتش به سرعت، مراحل دروس حوزوى را طى مى‏نمايد.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 17:35 توسط حسین افشاری| |