
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
مشرف ۹ سال وقت داشت که چنان کند که هم پاکستان به او ببالد و هم او برای همیشه در پاکستان با افتخار زندگی کند اما اشتباهات ژنرال کار را بدانجا کشاند که حتی همان ارتشی که ۹ سال قبل با حمایت از خسرو پرویز پاکستان او را به کاخ ریاست جمهوری رساند حالا اعلام کند که قصد ندارد از مشرف حمایت کند و گروه بدنامی مانند القاعده او را فاسد بخواند مشرف نه تنها نتوانست از این فرصت نه ساله به خوبی استفاده کند بلکه خودمحوری و خودکامگی او را چنان کرد که ژنرال مجبور باشد برای حفظ قدرت خود به سوی مخالفان قدیمی دست دوستی درازکند این اواخر ژنرال آنقدر ناتوان شده بود که یکبار مجبور شد برای حفظ قدرت نیم نگاهی به لندن بیندازد تا شاید با انتقال بی نظیر بوتو از لندن به اسلام آباد بتواند چند صباحی بیشتر بر اریکه تکیه زندشایدهمین اشتباهات بود که باعث شد او دستان خود رابه خون بی نظیر بیالاید تا بوتو که تا چندی قبل چیزی بیش از یک سیاستمدار تبعیدی نبود حالا به عروس پاکستان تبدیل شود از آن به بعد بود که نواز شریف نیز به فکر افتاد از نمد اوضاع نابسامان مشرف برای خود کلاهی بدوزد فروریختن اقتدار این خودکامه بزرگ خبر خوشایندیست اما رفتن مشرف سوالاتی را نیز بر می انگیزد که مهمترین آن اینست که پاکستان بدون مشرف چگونه خواهد بود آیا پاکستان به یک پاکستان آزاد تبدیل خواهد شد؟یا دست کم رو به دموکراسی حرکت خواهد کرد؟ آیا رفتن مشرف صرفا از تلاشهای ائتلاف مخالفان او ناشی شده است یا اینکه در پشت این داستان ،سناریوی دیگری در کار است ؟ آیا این اواخر کاخ سفید مثل همیشه به تماسهای مشرف پاسخ می داده است ؟یااینکه عده ای در واشینگتن به این فکر افتاده بودند که مشرف مرد این ماموریت نیست و باید سرباز تازه نفسی جایگزین او کرد؟ آیا جانشین مشرف ،خواهد توانست فردای بهتری برای پاکستان بسازد یا آنگونه که عده ای معتقدند فردای پاکستان فردای مه آلودی خواهد بود و حزب نواز شریف ـ مسلم لیگ یا لیگ مسلمانان پاکستان ـ قصد دارد فعلا از قدرت حزب بی نظیر بوتو ـ حزب مردم ـ جهت برکنارکردن مشرف استفاده کند وبعدا خود بر قدرت تکیه زند؟ آیا آصف علی زرداری همسربی نظیر بوتو و نواز شریف خواهند توانست به یک ائتلاف سازنده ادامه دهند؟ مشرف رفت تا در تاریخ به پهلوی ها،صدام حسین و سایر دیکتاتورهای خاورمیانه بپیوندد اما آیا ملتهای خاورمیانه هم به سایر ملل آزاد جهان خواهند پیوست؟ بدرود زنرال پرويز مشرف بالاخره مجبور به استعفاء شد.تا تاريخ پاكستان بار ديگردر مسير دموكراسي قرار گيرد.اميد مي رود كه اين تجربه منتهي به كودتايي ديگر نشود و اين دست به دست شدن قدرت بين سياسيون و نظاميان متوقف گردد. قرابت زماني استعفاءكاسترو پيروزي حزب اسلامگراي عدالت وتوسعه(در دادگاه قانون اساسي تركيه)بر نظاميان تماميت خواه با اين مهم نا خودآگاه اين فكر در ذهنم خطور مي كند كه دوران كودتاگري و سرنيزه رفته رفته كاربردش را در عرصه سياسي از دست داده است.مشرف آنچه در چنته داشت رو كرد تا بتواند هم پاكستان را به ساحل آرامش برساند و ضمنا ابرويي هم براي خود دست و پاكنداما غافل ماند كه عالم سياست پيچ و خم بسيار داردواو زماني وارد اين عرصه شد كه براي حكمراني بي تجربه بود وبراي تجربه اندوزي پير! گويي نصيحت ادوارد شواد نازه(آخرين وزير خارجه شوري)را فراموش كرد كه گفت:آينده به آزادي و دموكراسي تعلق دارد. ۱)ضعف فیلمنامه:فرج الله سلحشور نویسنده فیلمنامه، مدت ۴ سال را صرف نوشتن این اثر نموده اما داستان به هیچ عنوان حائز اهمیت یک سریال درجه الف نیست از سوئی پرواضح است که آقای سلحشور به فن دیالوگ نویسی تسلط کافی ندارد چرا که بسیاری از دیالوگهای این سریال بیشتر به یک بیانیه اخلاقی شبیه هستند تا مجموعه ای از گفتگوهای چند انسان .همچین در یک نگاه کلی به دیالوگها متوجه می شویم که آقای سلحشور سعی کرده است تا متن گفتگوها را به زبان رایج آن زمان نزدیک کند اما وی نه تنها نتوانسته به این مهم دست یابد بلکه متن گفتگوها را به یک متن متکلف و مصنوع تبدیل کرده است . ناگفته نماند که نویسنده هنوز اعلام نکرده است که برخی حوادث و رویدادهایی را که در فیلم به آن پرداخته است بر مبنای چه سند تاریخی به تصویر کشیده ،در این قسمت باید توضیح دهم که منظور من با یکی از سخنان حضرت آیت الله سبحانی که در نقد داستان، ایراد فرموده اند کاملا متفاوت است ایشان درضمن سخنان خود فرموده اند چرا ماجرای ازدواج حضرت یعقوب با دو خواهر آنهم در یک زمان ،در این سریال مطرح شده است پاسخ آنست که وقتی در عمل چنین چیزی اتفاق افتاده چه دلیلی دارد که نویسنده به آن نپردازد ۲)ضعف کارگردانی:ضعف کارگردانی در دو مورد به شدت هویداست: الف: مشخص نیست کارگردان ،بازیگران سریال را بر چه مبنایی انتخاب کرده است انتظار میرفت کارگردان برای یک سریال درجه الف از بهترین بازیگران حاضر درکشور استفاده می کرد از سوئی آقای سلحشور نتوانسته از همین بازیگران هم به بهترین وجه ممکن بازی بگیرد حرکات صورت و حرکات بدن بازیگران وهمچنین میزان سن سریال به هیچ وجه در حد این مجموعه بزرگ نیست اکثر بازیگران مجموعه غیر حرفه ای و آماتور هستند درمیان حرفه ایها بهترین بازیگری که به ایفای نقش پرداخته آقای محمود پاک نیت است که باید گفت بازی ایشان هم تحت تاثیر کارگردانی ضعیف و بازی ضعیف سایر بازیگران قرار گرفته و شاید «یوسف پیامبر» نقطه تاریکی در کارنامه بازیگری این بازیگر توانمند تلقی گردد ب)کارگردان نتوانسته حرکات دوربین را به خوبی تنظیم کند اصلا مشخص نیست که ایشان تصاویر سریال را بر چه مبنایی انتخاب کرده است زاویه قرار گرفتن دوربین در این سریال کاملا صعیف وابتدائیست ۳)دکور: آقای میرفخرایی برای ساخت لوکیشنها مدت دو سال وقت گذاشته اند و از این بابت باید از ایشان تشکر کرد اما جای این سوال باقیست که اگر مخاطب بخواهد بین فضاها و مکانهایی که در ابن سریال به عنوان فضاهای قبل از اسلام مطرح است با فضاهای صد سال قبل در ایران تفاوت بگذارد چه چیزی در فیلم پیدا می کند کدام یک از ساختمانها ،فضاها، ابزار آلات و...که در سریال پخش می شود می تواند مخاطب را قانع کند که این فضاها مربوط به اعماق تاریخ بشر در منطقه فلسطین است؟ ۴)گریم :در اولین نگاه می توان دریافت که گریم این مجموعه کاملا ابتدائیست مثلا وقتی مخاطب به چهره کودکی یوسف نگاه می کند به جای آنکه بپذیرد که زیبایی او طبیعی و منطقیست با خود خواهد گفت این بازیگر چقدر رژ لب زده ،تلاش گریمور نتوانسته بدان حد باشد که مخاطب به ویژه با چهره ای که از کودکی یوسف می بیند کنار بیاید و آن را بپذیرد هر جند که در برخی نماها به دلیل استفاده نادرست از نور و زاویه دوربین، گریم نامناسب سایر بازیگران به شدت به چشم می خورد ۵)موسیقی :موسیقی مجموعه هم از این قاعده مستثنی نیست و مخاطب را قانع نمی کند که دارد موسیقی یک سریال درجه الف را گوش می کند از سوئی استفاده از آیات قرآن در موقعیت نامناسب نیز جای سوال دارد باید توضیح دهم که به نفس استفاده از آیات قرآن انتقادی نیست بلکه انتقاد اصلی آنست که چرا از آیات قرآن در جای درست و مناسبی استفاده نشده؟ از سوئی آقای سلحشور اصرار دارد که از صدای خودش در برخی از قسمتهای سریال استفاده کند این در حالیست که صدای ایشان هر چند در برخی مواقع میتواند مناسب باشد اما همیشه وهمه جا مناسب هر متن یا هر آیه قرآن نیست نقش صداو سیما: درپایان نباید از حق گذشت که درست نیست همه تقصیرات را به گردن کارگردان بیندازیم حقیقت آنست که اگر سلحشور را به خوبی بشناسیم می بینیم که اثری که او ساخته دقیقا در حد توان خود اوست تا آنحا که من اطلاع دارم آقای سلحشور کار خود را از بازیگری در سینمای دفاع مقدس شرع کرده و به یکباره کارگردانی را با ساخت سریالهای الف شروع کرده است طبیعیست که این کارنامه بدان حد بزرگ نیست که از صاحب آن انتظار داشته باشیم که یک اثر تمام عیار بسازد در حقیقت باید از مسئولان صداو سیما پرسید که بر چه مبنایی ساخت یک سریال بزرگ را به یک کارگردان نه چندان بزرگ می سپارند؟آیا آنها اثر قبلی آقای سلحشورـ مردان آنجلس ـ را به خوبی بررسی کرده بودند ؟ چرا تهیه فیلمنامه را به فیلمنامه نویسان بزرگ ایران سفارش نداده اند ؟چرا چنین فیلمنامه ضعیفی به تصویب آنها رسیده؟ به نظر می رسد برخی مسائل فرهنگی سیاسی مثل نگرش خودی وغیر خودی به اهالی فرهنگ وهنر باعث چنین انتخابی شده است هر چند با در نظر گرفتن همان نگاه معیوب خودی غیر خودی باز هم می توانستند انتخابهای بهتری داشت باشند . پرواضح است که «یوسف پیامبر»نه تنها در مقایسه با آثاری مثل «رسالت»که در ایران به نام محمد رسول الله معروف شد حرفی برای گفتن ندارد بلکه در قیاس با سریالهای ایرانی امام علی ،تنهاترین سردار و ولایت عشق هم از ضعف شدیدی رنج می برد امید است تجربه این سریال باعث شود مسئولان صدا وسیما در آینده نگاه خودی غیر خودی را کنار بگذارند وباعث آزردگی خاطر هنرمندان بزرگ،آسیب دیدن اعتماد مخاطبان و هزینه شدن نادرست سرمایه مالی نگردند بدرود با گذشت سومين روز از المپيك ورزشكاران ما متاسفانه هنوز موفق به كسب مدال نشده اند. البته در رشته هايي كه ما اميد مدال آوري داريم هنوز بازي هايش شروع نشده است.به هر حال بي صبرانه منتظر شنيدن اخبار خوش ازپكن هستيم. از 3 روز پيش رسانه ها وبه تبع آن مردم جهان حواس خود را متوجه چين كرده اند حتي جنگ روسيه و گرجستان اگر چه از حلاوت بازيها كاسته ولي از اهميت آن چيزي كم نكرده و جين مي كوشد تا از اين فرصت نهايت بهره را ببرد وچهره اي جديد از خود به جهانيان رو نمايي كند. مي كوشد تا فاصله خود را با چين كمونيست سابق بيشترنشان دهد. ميدان تيآن من را با ميليون ها گل زينت بسته و شعار المپيك : يك دنيا يك رؤيا را به زيبائي هر چه تمام بر آن نقش كرده تا جهانيان خاطره كشتار دانشجويان در تيآن من را ديگر فرموش كنند! از سياست خود در فيلتر كردن سايت ها ومحدوديت رسانه ها كوتاه مي آيد تا مساله تايوان وتبت از منظر ديگر ديده شوند و...شايد تجربه ابر قدرت شرق آئينه عبرتي شده است براي همگان.!! ***************************** جهاني بدون جنگ و جدال و زندگي مسالمت آميز همه از هر قوم و نژاد و مليتي در دهكده اي به وسعت يك عالم.مبارزه اي جوانمردانه كه فارغ از نتيجه اش نفس حضور در آن افتخاري محسوب مي شود.تماشاي ورزشكاراني كه بازي را جدي نگرفته كه چون كودكان جدي بازي مي كنند وتلاقي گريه وخنده و...رؤياي ما از زندگي است كه تعبيرش را در المپيك مشاهده مي كنيم. بي سبب نيست از ده هزار ورزشكار اين دوره بالغ بر سي هزارعكاس خبرنگار و فيلمبردار مشغول تهيه گزارش مي باشند تا حادثه از قلم نيافتد و البته سهم ما به عنوان بيندده رسانه ملي چيزي بيش از دوره قبل نخواهد شد.گزارش هايي غالبا تلفني و كليشه اي كه حاكي از برگزاري خوب بازيها دارد و ورزشكاراني كه در سلامت به سر مي برند و مشكل آلودگي هوا و چند مورد دوپينگ كه مربوط به ما نيست وصحنه هائي از افتتاحيه كه باوسواس زايدالوصف مسؤولان دلسوز گزينش شده تا خداي ناكرده در آن مفسده اي نباشد و ايضآ اختتاميه. براي ورزشكاران كشور عزيزمان ايران آرزوي مدال آوري توام با سلامتي مي كنيم. با نگاهی گذرا به احوال کشور در زمینه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، علمی، سیاسی و حتی اعتقادی در می یابیم که تا چه حد از آنچه باید باشیم، عقب تریم و چه راه پر فراز و نشیبی انتظار جامعه ما را می کشد تا به برخی حداقل ها در زمینه های مذکور برسیم! بر آن نیستم در این نوشته کسی یا کسانی را متهم کنم و باعث و بانی چنین احوالی را بازخواست نمایم چرا که بسیار گفتند و گفتیم ولی در ایران کسی قائل به پذیرش اشتباهات خویش نمی باشد و همواره کسانی پیش از همه بوده اند که گناه همه کاستی ها را بر گردن آنها بیندازند! اما یک سوال سال هاست که ذهن مرا درگیر خویش نموده و هر جه بیشتر می اندیشم و می بینم و می خوانم و می پرسم، کمتر به جواب می رسم و آن این پرسش است که به کجا می رویم؟ با روندی که در سالهای اخیر طی شده است (حداقل در 20 سال گذشته) احساس می کنم یک بی برنامگی و سوءمدیریت شدید در میان مسئولین از یک سو و بی انگیزگی و بی هویتی و بی هدفی شدیدتر از آن در میان مردم کار ما را به این اوضاع امروز رسانده است که اینک هنوز در میان مسئولین اجرایی و نظارتی و ...ومردم هدف و افق روشنی تعریف نگردیده است و هیچ یک نمی دانند برای چه تلاش می کنند یا اگر تلاش نمی کنند باز هم برای چه؟ امروزه با پیشرفت علوم مدیریت، اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی و ... هر حرکت ریز و کوچکی در اکثر جوامع توسعه یافته مبتنی بر کند و کاوها و بررسی هایی است که حاصل یافته های دانشمندان این حوزه های علمی است که نثار جامعه خویش می کنند تا همگان از عواید آن بهره برند اما در کشور ما بدون نظر خواستن از متخصصان این حوزه ها و سایر منابع موجود، هر روز شاهد اجرا و تغییر مکرر در برنامه ها و سیاست های مختلف هستیم و مدام با آزمون و خطا سرمایه های زیرزمینی و انسانی و اجتماعی و ... گذشته، حال و آینده را فدای تصمیم هایی می کنیم که تبعات منفی برخی از آنها برای بسیاری از معمولی ترین افراد جامعه قابل تشخیص و فهم است! نمی دانم چگونه است که تصمیم گیران و مجریان و ناظران و ... گویی هم قسم شده اند که فاتحه مملکت را به گونه ای بخوانند تا از آن جز پوستی بر اسنخوان نماند و این نه مختص امروز است که سالیان سال است و فقط شدت و درجه آن متغیر بوده است! نسل ما و کمی قبل و پس ازما همگی شاهد این قصورات بوده و هستیم وبرخی چون من نمی توانیم به خویش بفبولانیم که همه آتچه بر ما گذشته و از این پس می گذرد تقدیر ما و جامعه ما بوده و دخالت های بشری (بخوانید سهل انگاری- بی اطلاعی- ندانم کاری- لج بازی- انتقام جویی- عقده گشایی و ..) در آن نقشی نداشته است! ملتی که در 30 سال گذشته در انقلاب، جنگ، سازندگی و همه آنچه بر این دیار گذشته تا پای جان ایستاده و از همه چیزش گذشته است، لایق این همه کم لطفی و بی توجهی نیست و بایستی در خور شان و مقامش با آن رفتار شود تا حامی و پشتیبان نظام بماند و درمواقع حساس همچون گذشته با جان و دل در راه تعالی این دیار قدم بگذارد! نظام جمهوری اسلامی همانند همه سیستم های حکومتی بایستی چنان با مردمش رفتار نماید که ضمن رسیدن به اهداف مشخص و معین تعریف شده برای نظام، از مردم که رکن اصلی آن می باشند نیز غفلت ننماید و تنها مردم و رایشان را برای تزئین نظام و بهره کشی های نوین نخواسته باشد. امروز که درسی امین سال تشکیل جمهوری اسلامی هستیم هنوز هم شاهد برخی عوام فریبی ها از سوی چناح حاکم (طرح پرداخت یارانه ها) هستیم که با نگاهی موشکافانه می تواند حکایت 75 تومن های نفت و آب و برق مجانی و ... رابه ذهن بکشاند و البته این در آخرین سال دولت نهم معنا و مفهوم خاصی خواهد داشت که در آتیه ای نزدیک وضوح آن همگان را خیره خواهد کرد (تبلیغات انتخاباتی با پول بیت المال نظیر آنچه در ۴ سال پیش در جریان انتخابات نهم با اعتبار شهرداری تهران و با وام های ازدواج رخ داد) اما آنچه لازم است از سوی خواص جامعه پشتیبانی و تقویت شود این مسئله است که عوام را نسبت به خطر این عوام فریبی ها مطلع سازند تا فرصت طلبان حاکم از آن سودی نبرند! ۱)تاک آمده است تا از اهداف و آرمانهای اکثریت خاموش میهن خویش دفاع کند نیت ما آنست که بتوانیم در جهت بهسازی و ترمیم کاستی های جامعه نقشی داشته باشیم با توجه به توان وامکانات خویش حداقل کاری که می توانیم انجام دهیم آگاه سازی و اطلاع رسانی است امیدواریم که کیمیای آگاهی را به علاقمندان هدیه دهیم باشد تا در یافتن نوشداروی آزادی سهیم باشیم ۲)تاک نشان ها خود را به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پایبند می دانند به تمامی خط قرمزهای نظام احترام می گذارند و آمده اند تا در قالب همین شرایط ایفای نقش کنند با این حال باید تاکید کنیم که معتقدیم مردم نیز برای خود خط قرمزهایی دارند سعی خواهیم کرد که در این نظرگاه ،خط قرمزهای مردم را نیز تبیین نموده از آن دفاع کنیم ۳)در تاک هر نویسنده مسئول نظرات خویش است و در قبال نوشته های سایرین مسئولیتی ندارد،هر چند در صورت لزوم تا آخرین لحظه از دوستان خویش دفاع می کنیم ۴)به زودی از تاک ما شاخه ای خواهد رست به نام «مهمان خانه » در قسمت مهمان خانه پذیرای مطالب صاحب نظران خواهیم بود و شما را میهمان نظرات سایر نویسندگان خواهیم کرد. ۵)در قسمت پیوندهای روزانه مطالبی را که در سایر نظرگاهها وجود داشته ومی تواند برای علاقمندان مفید افتد منتشر خواهیم کرد هر چند باید توضیح دهیم که درج این مطالب به معنای اعتقاد داشتن به تمامی جزئیات آن نیست طبیعی است هدف از ثبت پیوندهای روزانه ،بهره مندی از افکار واندیشه های دیگران وایجاد تنوع در مطالب است ۶)در عالم مجازی ،قسمت نظرات وبلاگ امکان بیان عقاید همه مخاطبان را به طور موسع وآزاد به آنها می دهد مخاطب می تواند بدون هراس از هر گونه مسئولیتی نظرات خود را مطرح نماید با این حال ما در عمر کوتاه تاک از ثبت برخی نظرات خودداری کرده ایم که این باعث برانگیخته شدن انتقاداتی علیه ما شده است در این مورد باید توضیح دهیم که: الف)نباید از آزادی، در جهت توهین به دیگران سوئ استفاده نمود لذا هر مطلبی که متضمن توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی باشد در تاک ثبت نخواهد شد ب)قسمت نظرات وبلاگ صرفا جهت ارائه نظرات و اندیشه های مخاطبان عزیز ایجاد شده است نه درجهت تبلیغ برای سایر نظرگاهها ،نشریات و... لذا از ثبت نظراتی که متضمن هر نوع تبلیغی باشد معذوریم ج)معتقدیم آزادی زمانی مفید خواهد بود که که آنها که نظری مطرح می کنند ، هویت خویش را نیز اعلام دارند و حاضر باشند از عقایدشان دفاع کنندامیدواریم روزی برسد که هر شهروند ایرانی به خود جسارت دهد که بدون هیچ هراسی نظرات متین خود را مطرح کند و دیگر چیزی به نام مستعار نویسی نداشته باشیم با این حال آندسته از نظرات مستعار نویسان که شرایط فوق الذکر را داشته باشند و با موضوع مطلب درج شده نیز مرتبط باشند ثیت خواهند شد هر چند در رد نظرات تاک نشان ها باشند. ۷)ما انسانیم وبعید نیست که به سان هر انسان دیگری دچار اشتباه شویم بنابراین همیشه این آمادگی را داشته وداریم که با همفکری صاحب نظران ،ایرادات کار خود را اصلاح کنیم درگذشت این هنرمند گرامی را به جامعه هنری ایران ، خانواده آن مرحوم و به ویژه دوست عزیزمان آقای مهدی علی نژاد تسلیت می گوییم ۵ مرداد سالگرد اقامهی اولین نماز جمعه در تهران پس از انقلاب است. اولین امام جمعهی تهران، مرحوم آیت الله طالقانی بود که از سوی امام خمینی منصوب شد و عمر کوتاهی در این جایگاه داشت. تنها 6 نماز جمعه توسط ایشان اقامه شد. صدای گرم، روحیهی پدری، سابقهی طولانی مبارزه، آزادیخواهی، دلسوزی برای مردم و سینهی گشاده خصوصیات برجستهی آیت الله طالقانی است. نمازجمعهی آن روزها واقعاً محل جمع شدن همه بود. بعد از فوت دردناک آیت الله طالقانی، آیت الله منتظری از سوی امام به امامت جمعهی تهران برگزیده شد. هفتهی پیش رئیس ستاد نماز جمعه در نماز جمعه گزارشی از امامان جمعهی تهران میداد. رسماً اسم آیت الله منتظری را از امامان جمعهی تهران حذف کرد و اصلاً از ایشان نامی نیاورد. بازی با تاریخ هم از فاجعههای بامزهای است که هیچگاه سودی نداشته است. وقتی آیت الله منتظری به قم رفتند، امام خمینی طی حکمی آیت الله خامنهای را به عنوان امام جمعهی تهران برگزیدند که تاکنون ایشان امام جمعهی رسمی تهران هستند و 238 خطبه ایراد کردهاند. از همان موقع آقایان هاشمی رفسنجانی، موسوی اردبیلی، امامی کاشانی، جنتی، طاهری خرمآبادی، مهدوی کنی محمد یزدی، ربانی املشی و احمد خاتمی امام جمعههای موقت تهران بودند. آقای رفسنجانی با خواندن 412 خطبه نماز جمعه رکورد دار خطیبان جمعه است. در ایام جنگ که ایشان مسئول جنگ بود، خطبههای نماز جمعه دارای بازتابهای فراوان داخلی و بین المللی بود. از ابتدای اقامهی نماز جمعه در تهران، سخنرانیهای قبل از خطبههای جمعه به طور عمده در اختیار جناح محافظهکار بود که این کار به جایگاه نماز جمعه آسیب زیادی زد. نماز جمعه در اسلام، تابلوی دینی هفتگی است که در همه دنیای اسلام با عظمت برگزار میشود. مهمترین فلسفهی آن اجتماع دینی و مانور قدرت اسلامی است. در ایران، به دلایل مختلف نماز جمعه محلّ اجتماع همه نیست. گسترده بودن خیمهی نماز جمعه رمز قدرت آن است. نماز جمعهی تهران به صورت موقت در دانشگاه تهران برگزار شد که بعد از 29 سال هنوز در همان محل موقتی برگزار میشود. بنابر گزارش رییس ستاد نماز جمعه، هنوز سیستم سرمایش و گرمایش مصلی تهران آماده نشده است. این حرف در دورانی که در همین ایران برجهای بلند یک ساله با سیستم گرمایش و سرمایش ساخته میشود، کمی تا حدودی خجالت آور است.(نقل از سایت محمد علی ابطحی) نماز جمعه آیت الله طالقانی و آنها که ممنوع التصویر شدند ردیف اول پشت سر آیت الله طالقانی از راست به چپ به ترتیب آقایان:
درحالیکه کمتر از یک سال به انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران اسلامی باقیست بحث در مورد تعیین کاندیدا در اردوگاه اصلاح طلبان از یک طرف و محافظه کاران از سوی دیگر در حال بالا گرفتن می باشد. هر چند که برخی را گمان برآنست که طرح چنین مباحثی از حالا زود میباشد ولی حقیر بر این عقیده ام که اگر بخواهیم نظامی پویا داشته باشیم و در آن افکار عمومی توان انتخاب احسن را داشته باشند باید در پروسه ای طولانی افراد مدعی این پست به آزمون گذارده شوند وحال که احزاب مدون در کشور نداریم،چاره ای نداریم جز اینکه از طریق گروه های سیاسی و نخبخگان به این کار همت گماریم و در چنین حالتی است که زمینه تحقق خواسته مقام رهبری که حضور غرور آفرین و آگاهانه مردم درصحنه انتخابات می باشد مهیا می گردد. با این مقدمه به سراغ آن میرویم که کدام افراد وارد گود شوند بهتر است. اینجانب معتقدم در این دور آقای احمدی نژاد علیرغم عملکرد قابل انتقادی که داشته است در نهایت به نفع جریان اصلاح طلب گام برداشت و در واقع حرفهایی را زدکه اگر خاتمی می گفت گروه هایی افراطی وااسلاما سر می دادند(همچون بحث ورود زنان به ورزشگاه ها)و یا در زمینه اقتصادی بحثی که اینک وی مطرح کرده،همان است که تیم اقتصادی اصلاح طلبان به دنبال آنند یعنی اقتصاد آزاد و سپردن تععین قیمتها به دست نامرئی و حداقل دخالت دولت و به روایتی حذف کوپنیسم از جامعه. در حالیکه اگر این طرح را خاتمی مطرح میکرد باز کفن پوشان به خیابان می ریختند که خاتمی طرفدار لیبرال هاست و به مستضعفین نظری ندارد و در کل باید گفت اگر خاتمی بیاید که ایده آل وضع فعلی است و اگر نیاید احمدی نژاد هم که در دو زمینه فرهنگی و اقتصادی با لعاب انقلاب گرایی به نفع اصلاح طلبان گام برداشته است،در دوره ی بعد ریاست جمهوری اش هم گام را در راه تحقق سیاست خارجی و بقیه ی خواسته های اصلاح طلبان برخواهد داشت،خواه آگاهانه یا نا آگاهانه.

علی اکبر معین فر: وزیر نفت دولت موقت
مهدی بازرگان: اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران
سه نفر:ناشناس
هاشم صباغیان: وزیر کشور دولت موقت
احمد صدر حاج سید جوادی:وزیر دادگستری دولت موقت
ناشناس
صادق قطب زاده:رئیس سازمان صدا و سیما بعد از انقلاب
ابراهیم یزدی:وزیر خارجه دولت موقت