تبليغاتX
تاک
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

نمیدانم چه حکمتی است که در این روز و شبی که از هر سویش موضوعی می بارد (علاوه بر وقایع روزمره جامعه) با بهبود کامپیوترم توفیق یافتم بنویسم:

شب قدر

بسم الله الرحمن الرحیم. انّا انزلناه فی لیلهِ القدرِ. وَما ادریکَ ما لیلهُ القدرِ. لیلهُ القدرِ خَیرٌ مِنْ الفِ شَهرٍ، تَنَزَّلُ الملآئکهُ والروحُ فیها بِاذنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِ امرٍ، سلامٌ هِیَ حَتَّی مَطلَعِ الفجرِ.

باشد که همه در این شب قدر انسانیت خویش را دریابیم و قدم در مسیری نهیم که هرگز بر لحظات گذشته خویش افسوس نخوریم!

علی

در این شبی که علی از ضربت ابن ملجم به حق ملحق میگردد به این می اندیشیدم که در جامعه شیعی خود تا چه اندازه قدم در راه شناخت علی برداشته ایم و اینک آیا میتوانیم مدعی شویم که بعد از ۴۰ سال از آن شب ۲۱ رمضان سال ۴۸ که شریعتی فریاد میزد علی تنهاست! بگوییم علی دیگر تنها نیست!

آیت الله طالقانی

امروز سی امین سالگرد رحلت این مبارز نستوه است که از ییشگامان انقلاب اسلامی بود. در مطالبی که در پیش از این درباره این مرد عظیم نوشتم خصایل و مبارزاتش را برشمردم اما امسال چیز دیگری در او جستجو میکنم که از او فردی ساخت که رژیم شاهنشاهی حتی از زندانی او وحشت داشت چراکه او از همانجا مردم را هدایت میکرد و نیازی به مسجد هدایت نداشت و امروز در جامعه ای که او سنگ بنایش را با خون جگر بنا نهاد از برگزاری مراسم سالگردش ممانعت میشود!

۱۱ سپتامبر

حادثه ای که علاوه بر برج های دوقلو دنیا را لرزاند و هنوز بعد از ۸ سال از اصل آن قضیه اطلاعات بارزی در دست نیست و اینک زمزمه هایی از کشور سوم متهم در آن حادثه به گوش می رسد که اگر صحت داشته باشد بعد از افغانستان و عراق چشم هایی نگران اوست!

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 22:1 توسط حسین افشاری| |
بگم! بگم! بگم! بگم! ....

داستان غم انگیز توهین و تهمت و افتراهای محمود احمدی نژاد خیلی زودتر از آنی که فکرش را می کرد دامانش را گرفت و به قول معروف "کوزه گر در کوزه افتاد" مذاکره وزیر علوم دولت نهم‏اش با وزیر علوم رژیم صهیونیستی خیلی زودتر از آنکه فکرش را می کرد رو شد؛ نگارنده قصد آن ندارد که چیزی پیرامون این موضوع بنویسد فقط شما را ارجاع می دهم به مطلبی که در مورد پروفسور زاهدی نوشته بودم و اینکه من هیچ‏گاه قبول نخواهم کرد صداقت اینان را ...

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 18:58 توسط مسعود یزدانی| |