گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
پرتاب لنگه کفش منتظر الزیدی به بوش در آخرین روزهای حکومت جهوری خواهان و نو محافظه کاران بر ایالات متحده نقل محافل خبری است دراینکه بوش و تیم حامی او در عراق و افغانستان وفلسطین راه به خطا پیمودند و احیای دموکراسی و مبارزه با تروریسم و سلاح کشتار جمعی را بهانه اشغالگری خود قرار دادند شکی نیست ، کارنامه ی آنها نیز گواه است که آنها هر چه کردند غیر از اینهاست لذا به نظر نگارنده جزای بوش و حامیان و همفکران او خیلی بیش از پرتاب لنگه کفش – هر چند به صورت نمادین – می باشد همچنین می توان دایره تحلیل این حادثه را کمی گسترش داد و از زوایای مختلفی به آن نگریست : آقای منتظر الزیدی دست به عملی زد که خلاف اصول حرفه ای است سلاح یک خبرنگار در مواجهه با سیاستمداران ،قلم وزبان اوست وانگهی اقدام فوق گزکی است برای عدم رویارویی سیاستمداران خودکامه و دیکتاتور که از مواجهه با افکار عمومی و خبرنگاران رویگردان شوند و یا گزینشی عمل نمایند و فقط از گروهی خاص دعوت به عمل آورند . لذا ای کاش منتظر الزیدی به جای پرتاب لنگه کفش به بوش او را با سوالاتی نغز آچمز می کرد و به چالش می کشید. عکس العمل بوش هم در نوع خودش جالب است پس از این سوء قصد بلافاصله در تلویزیون ظاهر می شود و به جای منتسب کردن الزیدی به کشور و فکر و گروهی خاص، او را شهرت طلبی معرفی می کند که به هدفش رسیده است و این روزها معروفترین شخصیت عرب است ! بوش دقیقا بر عکس رهبران جهان سوم عمل کرد که هر حادثه ای را به قدرتهای خارجی و مخالفین خود نسبت می دهند پهلوی دوم هر حادثه ای را به ارتجاع سرخ وسیاه و یا جمال عبدالناصر نسبت می داد و غافل بود که انتساب این مسائل به دشمنان خیالی ،واقعیتهای جامعه را عمیق تر می کند نکته دیگر اینکه فریب و دروغ در نزد سیاستمداران عراق و مردم آن کشور مظلوم چیز تازه ای نیست هنوز مردم مظلوم عراق ،فریب و نیرنگ آن صدام تکریتی را در ذهن دارند نمی دانم آیا منتظر، در دوران صدام زمانی که از میدان مرکزی بغداد عیور می کرد به سان بسیاری از انقلابیون امروز عراق در مقابل مجسمه تکریتی خم نمی شد؟!!!!! روح پدرم شاد كه فرمود به استاد فرزند مرا عشق بياموز ودگرهيچ! -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- * نامه ابراهام لينكن به آموزگار پسرش: به پسرم درس بدهيد! ...اوبايد بداندكه همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند،اما به پسرم بياموزيد كه به ازاي هرشياد،انسان صديقي هم وجود دارد. به او بگوييد،به ازائ هر سياستمدار خودخواه،رهبر جوانمردي هم يافت مي شود. به او بياموزيد كه در ازائ هر دشمن،دوستي هم هست.مي دانم كه وقت مي گيرد،اما به او بياموزيداگر با كار وزحمت خويش ،يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جائي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد كه از باختن پند بگيردو از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر داريد.به او نقش وتآثير مهم خنديدن را ياد آور شويد. اگر مي توانيدبه او نقش مؤثر كتاب را در زندگي را آموزش دهيد.به او بگوييد تعمق كند،به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود.به گلهاي درون باغچه وبه زنبورهاكه در هوا پرواز مي كنند دقيق شود. به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها،ملايم و با گردن كش ها، گردن كش باشد.به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به پسرم ياد بدهيد كه حرف همه رابشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند.ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد. به او بياموزيد كه مي توند براي فكر وشعورش مبلغي تعيين كند،اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.به او بگوييد كه تسليم هياهو نشود واگر خود را برحق مي داند پاي سخنش بايستد وبا تمام قوا بجنگد. در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد،اما از او يك نازپرورده نسازيد.بگذاريد كه او شجاع باشد،به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد.پسرم كودك كم سن وسال بسيار خوبي است. *منبع :دو هفته نامه موفقيت زنرال پرويز مشرف بالاخره مجبور به استعفاء شد.تا تاريخ پاكستان بار ديگردر مسير دموكراسي قرار گيرد.اميد مي رود كه اين تجربه منتهي به كودتايي ديگر نشود و اين دست به دست شدن قدرت بين سياسيون و نظاميان متوقف گردد. قرابت زماني استعفاءكاسترو پيروزي حزب اسلامگراي عدالت وتوسعه(در دادگاه قانون اساسي تركيه)بر نظاميان تماميت خواه با اين مهم نا خودآگاه اين فكر در ذهنم خطور مي كند كه دوران كودتاگري و سرنيزه رفته رفته كاربردش را در عرصه سياسي از دست داده است.مشرف آنچه در چنته داشت رو كرد تا بتواند هم پاكستان را به ساحل آرامش برساند و ضمنا ابرويي هم براي خود دست و پاكنداما غافل ماند كه عالم سياست پيچ و خم بسيار داردواو زماني وارد اين عرصه شد كه براي حكمراني بي تجربه بود وبراي تجربه اندوزي پير! گويي نصيحت ادوارد شواد نازه(آخرين وزير خارجه شوري)را فراموش كرد كه گفت:آينده به آزادي و دموكراسي تعلق دارد. با گذشت سومين روز از المپيك ورزشكاران ما متاسفانه هنوز موفق به كسب مدال نشده اند. البته در رشته هايي كه ما اميد مدال آوري داريم هنوز بازي هايش شروع نشده است.به هر حال بي صبرانه منتظر شنيدن اخبار خوش ازپكن هستيم. از 3 روز پيش رسانه ها وبه تبع آن مردم جهان حواس خود را متوجه چين كرده اند حتي جنگ روسيه و گرجستان اگر چه از حلاوت بازيها كاسته ولي از اهميت آن چيزي كم نكرده و جين مي كوشد تا از اين فرصت نهايت بهره را ببرد وچهره اي جديد از خود به جهانيان رو نمايي كند. مي كوشد تا فاصله خود را با چين كمونيست سابق بيشترنشان دهد. ميدان تيآن من را با ميليون ها گل زينت بسته و شعار المپيك : يك دنيا يك رؤيا را به زيبائي هر چه تمام بر آن نقش كرده تا جهانيان خاطره كشتار دانشجويان در تيآن من را ديگر فرموش كنند! از سياست خود در فيلتر كردن سايت ها ومحدوديت رسانه ها كوتاه مي آيد تا مساله تايوان وتبت از منظر ديگر ديده شوند و...شايد تجربه ابر قدرت شرق آئينه عبرتي شده است براي همگان.!! ***************************** جهاني بدون جنگ و جدال و زندگي مسالمت آميز همه از هر قوم و نژاد و مليتي در دهكده اي به وسعت يك عالم.مبارزه اي جوانمردانه كه فارغ از نتيجه اش نفس حضور در آن افتخاري محسوب مي شود.تماشاي ورزشكاراني كه بازي را جدي نگرفته كه چون كودكان جدي بازي مي كنند وتلاقي گريه وخنده و...رؤياي ما از زندگي است كه تعبيرش را در المپيك مشاهده مي كنيم. بي سبب نيست از ده هزار ورزشكار اين دوره بالغ بر سي هزارعكاس خبرنگار و فيلمبردار مشغول تهيه گزارش مي باشند تا حادثه از قلم نيافتد و البته سهم ما به عنوان بيندده رسانه ملي چيزي بيش از دوره قبل نخواهد شد.گزارش هايي غالبا تلفني و كليشه اي كه حاكي از برگزاري خوب بازيها دارد و ورزشكاراني كه در سلامت به سر مي برند و مشكل آلودگي هوا و چند مورد دوپينگ كه مربوط به ما نيست وصحنه هائي از افتتاحيه كه باوسواس زايدالوصف مسؤولان دلسوز گزينش شده تا خداي ناكرده در آن مفسده اي نباشد و ايضآ اختتاميه. براي ورزشكاران كشور عزيزمان ايران آرزوي مدال آوري توام با سلامتي مي كنيم. لاريجاني صدا وسيما:پس از ورود دكتر به صدا وسيما ما شاهد توسعه چشمگيري در بحث كمي شبكه هاو توليدات سازمان بوديم. اما شان رسانه ملي تا حد يك تريبون جناحي تنزل پيدا كرد.در انتخابات دوره هفتم رياست جمهوري در كناربعضي نهادهاي ديگر،از امكانات صدا وسيما هم مدد گرفته شد تا رقيب خاتمي پيروز شود كه نشد! پس از 2خرداد هم مديريت سازمان به خواست اكثريت جامعه وقعي ننهادو همان رويه سابق را در پيش گرفت.اگر قبلاً (هويت)از توليدات تلويزيوني بود حال برنامه(چراغ) به روي آنتن مي رفت. بگذريم از دلخوري خاتمي و معذوريت چندين جلسه اي لاريجاني از حضور در جلسات هيات دولت و پادر مياني دكتر حبيبي و....گذشت ايام. لاريجاني كانديداي رياست جمهوري:لاريجاني در تدارك انتخابات ،مهندس باهنر را به عنوان رييس ستاد خود انتخاب وساير محافظه كاران راهم كه عقبه خود مي پنداشت شروع به فعاليت كرد.بر تداركات چي بودن رييس جمهور تازيدو ديپلماسي هسته اي دولت اصلاحات را به سخره گرفت وآن را معا وضه خروس قندي با درٌ و گوهر دانست و...اما ساير اصولگرايان هم وارد شدند و احباب اطرافش را خالي كردند .لاريجاني در بين 7 نفر ششم شد . يعني به ضرس قاطع مي توان گفت: علي ماند و حوضش . لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي : بر اساس يك اصل نا نوشته محافظه كاران هميشه پشتيبان نيروهايشان هستند.(متاسفانه اين مهم در بين اصلاح طلبان كمتر به چشم مي آيد).لذا قاليباف شهردار تهران شد ولاريجاني به سمت دبير شوراي عالي امنيت ملي انتخاب تا تغييراتي در ديپلماسي هسته اي ايجاد گردد.چند سفر به ژنو، رم ، مسـكوو....تبـادل بسته ها در سايزهاي مختلف كه شبيه همان رويه گذشته بود ولي توقع احمدي نژاد شايد بيش از اين بود.اگر چه مثل هميشه ا ختلاف نظرعميق بين رييس ودبير شورا جزيي قلمداد گرديد ولي نهايتاً همين اختلاف جزيي منجر به استعفاء لاريجاني گرديد. لاريجاني پس از استعفا هراز چندي انتقادي در لفافه مي نمود تا جامعه فراموش نكند چرا او كناره گيري كرد.! لاريجاني كانديداي مجلس هشتم: در مجلس هشتم اصولگرايان جهد بسيار كردند تا به توافق نهايي بر سر ليست واحد برسند .حتي از معادلات رياضي در قالب گروههاي 5+6وغيره هم كمك گرفتند .حداد عادل,لاريجاني وآقا تهراني 3سرليست در تهران بودند. پس از كش وقوس هايي نهايتاً با درايت و ريش سفيدي عده اي از علما از لاريجاني دعوت شد تا در حوزه انتخابيه قم كانديدا شود و الباقي قضايا تا كنون. روند مديريتي لاريجاني نشان مي دهد كه جناب دكتر تا حدي از رويه اش در صدا وسيما فا صله گرفته ،وتجربياتي بس گرانقدر از حضور 2باره اش در انتخابات اندوخته است.تا اندازهاي به تعامل با اقليت در قدرت احساس نياز كرده است ـ تجربه شهردار شدن قاليباف در شوراي سوم تهران ـ و اينها شايد نقطه اميدي شده است تا فراكسيون اقليت مجلس هشتم اقبال بيشتري نسبت لاريجاني نشان بدهند واميدوار باشند دكترلاريجاني با تكيه بر تجربه گذشته اش و تغيير رويه اي كه از او پيش بيني مي كنند در عرصه مجلس به قرابت فكري بيشتري با اصلاح طلبان برسد.
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت
19:29 توسط جعفر مختاری| |
نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت
21:10 توسط جعفر مختاری| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت
23:31 توسط جعفر مختاری| |
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت
2:12 توسط جعفر مختاری| |
ماذا عليك يا د’نيا لو حشدت قواك فاعطيت في كل زمن عليابعقله و قلبه و لسانه و ذي فقاره .
اي روزگار! ترا چه مي شد اگر تمام نيروهاي خود را بسج مي كردي ودر هر عصر وزماني ،بزرگمردي بنام علي را ،بدان عقل،بدان زبانوبدان شمشير؟به انسانيت عطا مي كردي؟
جرج جرداق
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت
12:14 توسط جعفر مختاری| |
برگزاري جلسه فراكسيون اصولگرايان مجلس منجر به انتخاب دكتر علي لاريجاني به عنوان رييس هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي شد.ضمن اينكه كه جناب دكتر دومين رييس مكلاٌ و اولين منتخب غير تهراني خواهد بود كه بر اين اريكه تكيه خواهد زد.اينكه به ناگاه حاميان دكتر حداد عادل از ايشان روي گردان شده وبا چرخشي معنا دار آراء خود را به لاريجاني دادند ويا اسمي از دكتر آقا تهراني به ميان نيامدبحثي بجاست ،ولي از حوصله اين نوشتار خارج مي باشد.اما سوال اينجاست كه كدام لاريجاني رييس مجلس مي شود؟ لاريجاني صدا وسيما؟،لاريجاني كانديداي رياست جمهوري؟،لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي؟و يالاريجاني كانديداي مجلس هشتم؟
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت
10:6 توسط جعفر مختاری| |


