گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
شهید بهشتی دقیقا یک هفته پس از انقلاب در تاریخ ۲۹ بهمن ۵۷ به همراه حضرات آقایان سید علی خامنه ای ،هاشمی رفسنجانی ،موسوی اردبیلی و محمد جواد باهنر به تاسیس حزب جمهوری اسلامی پرداخت جالب آنست که مردم به دلیل حاکمیت جو انقلابی در آن ایام استقبال شدیدی از حزب به عمل آورده در اولین روز ثبت نام حزب حدود ۸۰هزار نفر به عضویت آن در آمدند این در حالی بود که حزب دو ماه بعد به نشر عقاید و مواضع خود پرداخت آن مواضع بعدها در کتابی تحت عنوان « مواضع ما» در سطح کشور منتشر شد در بررسی آن مواضع به نکاتی بر می خوریم که اینک پس از حدود ۳۰ سال هنوز هم جالب توجه و حسرت آفرین است حزب جمهوری اسلامی در کتاب مواضع ما ،تحت سرفصل آزادی ،عقاید خود را در مورد آزادی عقیده ،آزادی بیان وتبلیغ،آزادی احزاب و جمعیتها،احزاب و جمعیتهای اسلامی،غیر اسلامی و ضد اسلامی اعلام میدارد در صفحه ۳۶ این کتاب آمده است :« تنها بحث واستدلال و تجربه و تجزیه و تحلیل و اقناع و نظایر اینهاست که می تواند وسیله ایجاد یا سلب عقیده باشد» حزب در صفحه ۳۷ مواضع خود تحت عنوان آزادی احزاب و جمعیتها اعلام می کند:«احزاب وجمعیتهایی که ملتزم به احکام و مقررات اسلام باشند می توانند با نسبت عادلانه از امکانات عمومی نظیر رادیو و تلویزیون استفاده کنند و برنامه های مستقل یا مشترک برای بیان آراء و افکار خود داشته باشند و این بخش می تواند از سازنده ترین بخشهای رادیو و تلویزیون باشد» حزب جمهوری اسلامی سپس به بیان نظرات خود در مورد سایر احزاب می پردازد و احزاب را به سه دسته «اسلامی،غیر اسلامی که در موضع ضدیت با اسلام نباشد ، و ضد اسلامی» تقسیم می کند و اعلام می کند :«احزاب و جمعیتهای اسلامی که بر اساس بینش اسلامی با برنامه های گوناگون برای اجرای تعالیم اسلامی ........... از آزادی کامل برخوردارند..............احزاب و سازمانهای غیر اسلامی که زیر بنای اسلامی ندارند ولی در موضع خصومت و رویارویی و ضدیت با اسلام نیستند نیز با شرایط بالا آزادند.................احزاب و جمعیتهای ضد اسلامی که اصولا ایدئولوژی آنها نفی کننده اسلام است اگر در موضع تخریب نباشند و صرفا به تبلیغ اکتفا کنند با رعایت شرایطی که در بخش تبلیغ گفتیم آزادند همین احزاب اگر در موضع تخریب باشند ،ممنوعند و باید با قاطعیت از کار آنها جلوگیری شود ولی مبازره مردم و سازمانها و احزاب اسلامی حتی با این نوع اخیر باید در حد روشنگریهای منطقی و سازنده محدود شود و هر نوع اقدام خشونت آمیز برای جلوگیری از کار آنها حتی جلوگیری از کارهای تخریبی آنها بوسیله افراد یا احزاب دیگر ممنوع است جلوگیری قهر آمیز از کارهای خلاف و تخریبی این احزاب باید صرفا بوسیله نهادهای قانونی و حکومت صورت گیرد......» حزب، آنگاه در مورد احزاب و سازمانهای التقاطی اعلام می کند: «احزاب و سازمانها و جمعیتهایی که دارای بینش التقاطی لیبرالیستی، کاپیتالیستی یا مارکسیستی هستند و ترکیب ناقصی از اسلام با یکی ازایسم های بیگانه از اسلام را دنبال می کنند از گروه اول نیستند ولی بر حسب عمل خود در شمار یکی از دو نوع بعدی قرار می گیرند و خودبخود در موضع یکی از آنها با آنها رفتار می شود» آنگاه حزب جمهوری اسلامی به بیان چگونگی مواجهه ارتباط خود با این احزاب پرداخته اعلام می کند: «حزب جمهوری اسلامی با همه احزاب و جمعیتهای اصیل اسلامی در ایران و کشورهای دیگر رابطه برادرانه دارد و بر اساس تعالیم پاک و فلاح آور قران که « و یسارعون فی الخیرات» خود را با آنها در یک مسابقه مثبت و سازنده در جوی برادرانه می یابد و هرگونه رقابت منفی ورشک آمیز با آنها را گناه و انحرافی خطرناک از مکتب می شمارد و خود را موظف میداند با رسوبات اخلاقی نامطلوب که متاسفانه در جامعه ما در این رابطه وجود دارد و در میان برادران تشکیلاتی هم گهگاه آثار آن دیده شده همواره در ستیز باشد احزاب و جمعیتهای نوع دوم که زیر بنای اسلامی ندارند ولی نه در موضع خصومت با اسلامند نه انگیزه همکاری با جمهوری اسلامی دارند ،از نظر ما جمعیتهای مجاز و قانونی هستند که حزب نسبت به آنها هیچ خصومتی ندارد و می کوشد تا با شیوه ای منطقی با رعایت موازین اخلاق اسلامی مواضع آنها را نقد کند ولی با احزاب و جمعیتهای نوع سوم در هر دو شکلش در موضع مبارزه هستیم در عین حال در این مبارزه هم باید همواره در خط صداقت و صراحت انقلابی باشیم و جلوی نفوذ شیوه های ضد اسلامی را به میدان این نبرد حق با باطل بگیریم مبادا نورانیت اسلام عزیز در این مبارزه به ظلمتها آلوده شود» حزب جمهوری اسلامی در مورد مسائلی از قبیل نقش مردم،شوراها،اقلیتها،هنر،دستگاه قضائی،پلیس قضائی،اقتصاد،سرمایه،اصل۴۴ قانون اساسی ، تورم وبالاخره سیاست خارجی نظرات قابل تاملی دارد که شرح آنها از حوصله ی این مجال خارج است اما آنچه باید بدان توجه نمود آنست که آنچه در بالا خواندید اندیشه های حزبی بود که بسیاری از بزرگان انقلاب اسلامی عضو آن بودند هر چند درایت و درک شهید بهشتی از مسائل سیاسی در جای جای این مواضع خود را به رخ خواننده می کشد اما این بدان معنا نیست که سایر اعضای حزب چنین اعتقاداتی نداشته اند برخی از آنان از جمله رهبری فعلی نظام به طرز شدیدی در پیشبرد امور حزب کوشا بوده اند تا آنجا که درسالگرد ترور ایشان برخی از دوستان ایشان در ویژه برنامه ای که از طریق صدا وسیما پخش شد اعلام می کردند که ایشان آنقدر خود را درگیر امورات حزب کرده بودند که گویی تشک ولحاف خود را نیز به محل حزب برده بوده شبانه روزی فعالیت می کردند از سویی این مسائل در زمانی مطرح می شد که امام خمینی در قید حیات بوده و چنانچه این مواضع را به زیان انقلاب می پنداشتند بی شک به برخورد با آنها می پرداختند بگذریم قصد من از بیان این مسائل آنست که بپرسم چرا نظامی که در آغازین روزهای حیات خود تا بدین حد به مسائل مربوط به حوزه توسعه سیاسی توجه نشان می داد اینک که دوران تثبیت را نیز پشت سر گذاشته و هیچ خطر جدی درونی متوجه آن نیست به وضع و اجرای همان اندیشه ها نمی پردازد؟چرا به طور جدی به مسائلی مانند آزادی بیان و اندیشه، آزادی احزاب و... پرداخته نمی شود چرا دولت خود را موظف نمی داند که به طور مستمر و سازماندهی شده از احزاب حمایت نماید و بستر مناسبی جهت فعالیت آنان فراهم نماید؟چرا برخی از بزرگان به گونه ای از حزب سخن می گویند که گویی حزب و تحزب هیچ رسالتی جز خیانت به انقلاب ندارد ؟و چندین چرای دیگر که ذهن را می آزارد ای کاش زمانی فرا رسد که مسئولان با درک اهمیت این مسائل،این سیاست هارا که به نوعی می تواند نقش آب حیات را برای هر حکومت ایفا کند اجرا نمایند در پایان به روان شهید بهشتی درود میفرستم بدرود
همه ساله در سالگرد شهادت آیت الله بهشتی یکی از مسائلی که شاید عمدا بدان پرداخته نمی شود نقش شهید بهشتی به عنوان موسس یک حزب و یک عنصر حزبیست
نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت
22:59 توسط امیر حیدریان| |

