گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
زمستان است سرها در گریبان است سلامت را نمی خواهند .....! این روزها نهمین سالگرد توقیف روزنامه سلام است. کسانی که فضای دهه هفتاد را هنوز به خاطر دارند به خوبی می دانند که در آن فضا روزنامه سلام نه فقط یک روزنامه بلکه به تنهایی تریبون همه جناح به حاشیه رانده شده چپ آن دوران و اصلاح طلب امروز بود. ناظرانی که دشواری های کار سیاسی و روزنامه نگاری در این روزها را می بینند می توانند درک کنند که تجمع همه این فشارها بر یک روزنامه تا چه حد کار را دشوار و شکننده می کند. بارها روزنامه تا مرز توقیف و تعطیل رفت ولی دوام آورد و نهایتا نقطه عطفی را در تاریخ سیاسی اجتماعی این مرز و بوم رقم زد. سلام در چند نقطه نقش منحصر به فرد ایفا کرد: یکی اینکه در جریان تغییرات سیاسی پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی وجود سلام باعث شد که شمع چراغ یک جریان سیاسی همچنان روشن بماند. بسیاری از افرادی که اینک به عنوان اصلاح طلب شهرت دارند در آن زمان به نحوی با سلام همکاری می کردند. به این ترتیب سلام چتر گسترده ای داشت که بسیاری از همفکران سیاسی را در زیر سایه خود جمع می کرد. دوم اینکه سلام از ابتدای تاسیس شعارهایی داشت که هر یک مهمترین آسیب های شکست جریان های آزادی و دموکراسی خواه در یکصد سال گذشته بود: "ضرورت حاکمیت قانون"، "گسترش جامعه مدنی"، تعمیق و گستراندن آزادی های مشروع" ، "کرامت انسانی" و "حقوق شهروندی". سوم اینکه سلام مهمترین کارکرد مطبوعات مستقل یعنی نقد را در روزنامه ها زنده کرد و شجاعانه بر آن پای فشرد و هزینه های سنگین آن را هم پرداخت نمود. این کار سلام در تکامل روزنامه نگاری کشور نقش بسیار مهمی داشت. چهارم اینکه سلام در ایجاد دوم خرداد و معرفی خاتمی و ایده هایش نقش ممتاز داشت. پنجمین نقطه مربوط بعد از پیروزی آقای خاتمی بود که در هموار کردن راه برای ایشان تلاش کرد. و نهایتا در جریان اعلام اینکه قتل های زنجیره ای توسط افرادی از داخل وزارت اطلاعات صورت گرفته با حکم توقیف مواجه و تعطیل شد. تعطیلی روزنامه سلام باعث ناآرامی های گسترده توسط دانشجویان در کوی دانشگاه تهران شد و بعد هم ماجراهای تاسف بار بعد از آن روی داد (حادثه ۱۸ تیر ۷۸) حالا که پس از 9 سال به روزنامه سلام نگاه می کنیم ارزش آن بیش از پیش معلوم می شود که چقدر جامعه ما در این روزهای سخت به تریبونی چون سلام نیاز دارد. آیا هنوز می توان امید داشت در این سرزمین زمستان زده سلامی بیاید و پاسخی هم بیابد!![]()
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت
1:8 توسط حسین افشاری| |


