گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
درحالیکه کمتر از یک سال به انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران اسلامی باقیست بحث در مورد تعیین کاندیدا در اردوگاه اصلاح طلبان از یک طرف و محافظه کاران از سوی دیگر در حال بالا گرفتن می باشد. هر چند که برخی را گمان برآنست که طرح چنین مباحثی از حالا زود میباشد ولی حقیر بر این عقیده ام که اگر بخواهیم نظامی پویا داشته باشیم و در آن افکار عمومی توان انتخاب احسن را داشته باشند باید در پروسه ای طولانی افراد مدعی این پست به آزمون گذارده شوند وحال که احزاب مدون در کشور نداریم،چاره ای نداریم جز اینکه از طریق گروه های سیاسی و نخبخگان به این کار همت گماریم و در چنین حالتی است که زمینه تحقق خواسته مقام رهبری که حضور غرور آفرین و آگاهانه مردم درصحنه انتخابات می باشد مهیا می گردد. با این مقدمه به سراغ آن میرویم که کدام افراد وارد گود شوند بهتر است. اینجانب معتقدم در این دور آقای احمدی نژاد علیرغم عملکرد قابل انتقادی که داشته است در نهایت به نفع جریان اصلاح طلب گام برداشت و در واقع حرفهایی را زدکه اگر خاتمی می گفت گروه هایی افراطی وااسلاما سر می دادند(همچون بحث ورود زنان به ورزشگاه ها)و یا در زمینه اقتصادی بحثی که اینک وی مطرح کرده،همان است که تیم اقتصادی اصلاح طلبان به دنبال آنند یعنی اقتصاد آزاد و سپردن تععین قیمتها به دست نامرئی و حداقل دخالت دولت و به روایتی حذف کوپنیسم از جامعه. در حالیکه اگر این طرح را خاتمی مطرح میکرد باز کفن پوشان به خیابان می ریختند که خاتمی طرفدار لیبرال هاست و به مستضعفین نظری ندارد و در کل باید گفت اگر خاتمی بیاید که ایده آل وضع فعلی است و اگر نیاید احمدی نژاد هم که در دو زمینه فرهنگی و اقتصادی با لعاب انقلاب گرایی به نفع اصلاح طلبان گام برداشته است،در دوره ی بعد ریاست جمهوری اش هم گام را در راه تحقق سیاست خارجی و بقیه ی خواسته های اصلاح طلبان برخواهد داشت،خواه آگاهانه یا نا آگاهانه.
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت
11:32 توسط مهدی اکبریان| |


