تبليغاتX
تاک - یارانه نقدی یا تبلیغات زودرس؟
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

با نگاهی گذرا به احوال کشور در زمینه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، علمی، سیاسی و حتی اعتقادی در می یابیم که تا چه حد از آنچه باید باشیم، عقب تریم و چه راه پر فراز و نشیبی انتظار جامعه ما را می کشد تا به برخی حداقل ها در زمینه های مذکور برسیم!

بر آن نیستم در این نوشته کسی یا کسانی را متهم کنم و باعث و بانی چنین احوالی را بازخواست نمایم چرا که بسیار گفتند و گفتیم ولی در ایران کسی قائل به پذیرش اشتباهات خویش نمی باشد و همواره کسانی پیش از همه بوده اند که گناه همه کاستی ها را بر گردن آنها بیندازند!

اما یک سوال سال هاست که ذهن مرا درگیر خویش نموده و هر جه بیشتر می اندیشم و می بینم و می خوانم و می  پرسم، کمتر به جواب می رسم و آن این پرسش است که به کجا می رویم؟

با روندی که در سالهای اخیر طی شده است (حداقل در 20 سال گذشته) احساس می کنم یک بی برنامگی و سوءمدیریت  شدید در میان مسئولین از یک سو و بی انگیزگی و بی هویتی و بی هدفی شدیدتر از آن در میان مردم کار ما را به این اوضاع امروز رسانده است که اینک هنوز در میان مسئولین اجرایی و نظارتی و ...ومردم هدف و افق روشنی تعریف نگردیده است و هیچ یک نمی دانند برای چه تلاش می کنند یا اگر تلاش نمی کنند باز هم برای چه؟

امروزه با پیشرفت علوم مدیریت، اقتصاد، جامعه شناسی، روان شناسی و ... هر حرکت ریز و کوچکی در اکثر جوامع توسعه یافته مبتنی بر کند و کاوها و بررسی هایی است که حاصل یافته های دانشمندان این حوزه های علمی است که نثار جامعه خویش می کنند تا همگان از عواید آن بهره برند اما در کشور ما بدون نظر خواستن از متخصصان این حوزه ها و سایر منابع موجود، هر روز شاهد اجرا و تغییر مکرر در برنامه ها و سیاست های مختلف هستیم و مدام با آزمون و خطا سرمایه های زیرزمینی و انسانی و اجتماعی و ... گذشته، حال و آینده را فدای تصمیم هایی می کنیم که تبعات منفی برخی از آنها برای بسیاری از معمولی ترین افراد جامعه قابل تشخیص و فهم است!

نمی دانم چگونه است که تصمیم گیران و مجریان و ناظران و ... گویی هم قسم شده اند که فاتحه مملکت را به گونه ای بخوانند تا از آن جز پوستی بر اسنخوان نماند و این نه مختص امروز است که سالیان سال است و فقط شدت و درجه آن متغیر بوده است!

نسل ما و کمی قبل و پس ازما همگی شاهد این قصورات بوده و هستیم وبرخی چون من نمی توانیم به خویش بفبولانیم که همه آتچه بر ما گذشته و از این پس می گذرد تقدیر ما و جامعه ما بوده و دخالت های بشری (بخوانید سهل انگاری- بی اطلاعی- ندانم کاری- لج بازی- انتقام جویی- عقده گشایی و ..) در آن نقشی نداشته است!

ملتی که در 30 سال گذشته در انقلاب، جنگ، سازندگی و همه آنچه بر این دیار گذشته تا پای جان ایستاده و از همه چیزش گذشته است، لایق این همه کم لطفی و بی توجهی نیست و بایستی در خور شان و مقامش با آن رفتار شود تا حامی و پشتیبان نظام بماند و درمواقع حساس همچون گذشته با جان و دل در راه تعالی این دیار قدم بگذارد!

نظام جمهوری اسلامی همانند همه سیستم های حکومتی بایستی چنان با مردمش رفتار نماید که ضمن رسیدن به اهداف مشخص و معین تعریف شده برای نظام، از مردم که رکن اصلی آن می باشند نیز غفلت ننماید و تنها مردم و رایشان را برای تزئین نظام و بهره کشی های نوین نخواسته باشد.

 

امروز که درسی امین سال تشکیل جمهوری اسلامی هستیم هنوز هم شاهد برخی عوام فریبی ها از سوی چناح حاکم (طرح پرداخت یارانه ها) هستیم که با نگاهی موشکافانه می تواند حکایت 75 تومن های نفت و آب و برق مجانی و ... رابه ذهن بکشاند و البته این در آخرین سال دولت نهم معنا و مفهوم خاصی خواهد داشت که در آتیه ای نزدیک وضوح آن همگان را خیره خواهد کرد (تبلیغات انتخاباتی با پول بیت المال نظیر آنچه در ۴ سال پیش در جریان انتخابات نهم با اعتبار شهرداری تهران و با وام های ازدواج رخ داد) اما آنچه لازم است از سوی خواص جامعه پشتیبانی و تقویت شود این مسئله است که عوام را نسبت به خطر این عوام فریبی ها مطلع سازند تا فرصت طلبان حاکم از آن سودی نبرند!  

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 23:43 توسط حسین افشاری| |