تبليغاتX
تاک - یوسف در چاه صدا وسیما!!
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

یوسف پیامبر  چهارمین مجموعه تاریخی مذهبی است که توسط صدا وسیمای ایران ساخته شده ودر آن به زندگی یکی از پیامبران پرداخته شده، با توجه به اینکه این سریال در زمره سریالهای رده الف به شمار می رود و هزینه های چند میلیاردی صرف ساخت آن شده است جا داشت که در حین ساخت این سریال دقت بیشتری  می شد تا سرمایه های ملی به طرز شایسته ای هزینه شوند ونتیجه قابل قبولی به دست آید حال آنکه متاسفانه چنین نتیجه ای حاصل نشده است در این مطلب به چند ایراد مشهود این سریال که هر چند از نظر رده بندی سازمانی سریال الف محسوب می شود اما درعمل به مراتب پایین تر از یک سریال الف می باشد می پردازم لازم به ذکر است آنچه می خوانید نظرات شخصی من است و ناشی از داشته های کارشناسی نیست:

۱)ضعف فیلمنامه:فرج الله سلحشور نویسنده فیلمنامه، مدت ۴ سال را صرف نوشتن این اثر نموده اما داستان به هیچ عنوان حائز اهمیت یک سریال درجه الف نیست از سوئی پرواضح است که آقای سلحشور به فن دیالوگ نویسی تسلط کافی ندارد چرا که بسیاری از دیالوگهای این سریال بیشتر به یک بیانیه اخلاقی شبیه هستند تا مجموعه ای از گفتگوهای چند انسان .همچین در یک نگاه کلی به دیالوگها متوجه می شویم که آقای سلحشور سعی کرده است تا متن گفتگوها را به زبان رایج آن زمان نزدیک کند اما وی نه تنها نتوانسته به این مهم دست یابد بلکه متن گفتگوها را به یک متن متکلف و مصنوع تبدیل کرده است . ناگفته نماند که نویسنده هنوز اعلام نکرده است که برخی حوادث و رویدادهایی را که در فیلم به آن پرداخته است بر مبنای چه سند تاریخی به تصویر کشیده ،در این قسمت باید توضیح دهم که منظور من با یکی از سخنان حضرت آیت الله سبحانی  که در نقد داستان، ایراد فرموده اند کاملا متفاوت است ایشان درضمن سخنان خود فرموده اند چرا ماجرای ازدواج حضرت یعقوب با دو خواهر آنهم در یک زمان ،در این سریال مطرح شده است پاسخ آنست که وقتی در عمل چنین چیزی اتفاق افتاده چه دلیلی دارد که  نویسنده به آن نپردازد

۲)ضعف کارگردانی:ضعف کارگردانی در دو مورد به شدت هویداست:

الف: مشخص نیست کارگردان ،بازیگران سریال را بر چه مبنایی انتخاب کرده است انتظار میرفت کارگردان برای یک سریال درجه الف از بهترین بازیگران حاضر درکشور استفاده می کرد از سوئی آقای سلحشور نتوانسته از همین بازیگران هم به بهترین وجه ممکن بازی بگیرد حرکات صورت و حرکات بدن بازیگران وهمچنین میزان سن  سریال به هیچ وجه در حد این مجموعه بزرگ نیست اکثر بازیگران مجموعه غیر حرفه ای و آماتور هستند درمیان حرفه ایها بهترین بازیگری که به ایفای نقش پرداخته آقای محمود پاک نیت است که باید گفت بازی ایشان هم تحت تاثیر کارگردانی ضعیف و بازی ضعیف سایر بازیگران قرار گرفته و شاید «یوسف پیامبر» نقطه تاریکی در کارنامه بازیگری این بازیگر توانمند تلقی گردد 

 ب)کارگردان نتوانسته حرکات دوربین را به خوبی تنظیم کند اصلا مشخص نیست که ایشان تصاویر سریال  را بر چه مبنایی انتخاب کرده است زاویه قرار گرفتن دوربین در این سریال کاملا صعیف وابتدائیست

۳)دکور:  آقای میرفخرایی برای ساخت لوکیشنها مدت دو سال وقت گذاشته اند و از این بابت باید از ایشان تشکر کرد اما جای این سوال باقیست که اگر مخاطب بخواهد بین فضاها و مکانهایی که در ابن سریال به عنوان فضاهای قبل از اسلام مطرح است با فضاهای صد سال قبل در ایران تفاوت بگذارد چه چیزی در فیلم پیدا می کند کدام یک از ساختمانها ،فضاها، ابزار آلات و...که در سریال پخش می شود می تواند مخاطب را قانع کند که این فضاها مربوط به اعماق تاریخ بشر در منطقه فلسطین است؟ 

۴)گریم :در اولین نگاه می توان دریافت که گریم این مجموعه کاملا ابتدائیست مثلا وقتی مخاطب به چهره کودکی یوسف نگاه می کند به جای آنکه بپذیرد که زیبایی او طبیعی و منطقیست با خود خواهد گفت  این بازیگر چقدر رژ لب زده ،تلاش گریمور نتوانسته بدان حد باشد که مخاطب به ویژه با چهره ای که از  کودکی یوسف می بیند کنار بیاید و آن را بپذیرد هر جند که در برخی نماها به دلیل استفاده نادرست از نور و زاویه دوربین، گریم نامناسب سایر بازیگران به شدت به چشم می خورد

۵)موسیقی :موسیقی مجموعه هم از این قاعده مستثنی نیست و مخاطب را قانع نمی کند که دارد موسیقی یک سریال درجه الف را گوش می کند از سوئی استفاده از آیات قرآن در موقعیت نامناسب نیز جای سوال دارد باید توضیح دهم که به نفس استفاده از آیات قرآن انتقادی نیست بلکه انتقاد اصلی آنست که چرا از آیات قرآن در جای درست و مناسبی استفاده نشده؟ از سوئی آقای سلحشور اصرار دارد که از صدای خودش در برخی از قسمتهای سریال استفاده کند این در حالیست که صدای ایشان هر چند در برخی مواقع میتواند مناسب باشد اما همیشه وهمه جا مناسب هر متن یا هر آیه قرآن نیست

نقش صداو سیما: درپایان نباید از حق گذشت که درست نیست همه تقصیرات را به گردن کارگردان بیندازیم حقیقت آنست که اگر سلحشور را به خوبی بشناسیم می بینیم که اثری که او ساخته دقیقا در حد توان خود اوست تا آنحا که من اطلاع دارم آقای سلحشور کار خود را از بازیگری در سینمای دفاع مقدس شرع کرده و به یکباره کارگردانی را با ساخت سریالهای الف شروع کرده است طبیعیست که این کارنامه بدان حد بزرگ نیست که از صاحب آن انتظار داشته باشیم که یک اثر تمام عیار بسازد در حقیقت باید از مسئولان صداو سیما پرسید که بر چه مبنایی ساخت یک سریال بزرگ را به یک کارگردان نه چندان بزرگ می سپارند؟آیا آنها اثر قبلی آقای سلحشورـ مردان آنجلس ـ را به خوبی بررسی کرده بودند ؟ چرا تهیه فیلمنامه را به فیلمنامه نویسان بزرگ  ایران سفارش نداده اند ؟چرا چنین فیلمنامه ضعیفی به تصویب آنها رسیده؟ به نظر می رسد برخی مسائل فرهنگی سیاسی مثل نگرش خودی وغیر خودی به اهالی فرهنگ وهنر باعث چنین انتخابی شده است هر چند با در نظر گرفتن همان نگاه معیوب خودی غیر خودی باز هم می توانستند انتخابهای بهتری داشت باشند . پرواضح است که «یوسف پیامبر»نه تنها در مقایسه با آثاری مثل «رسالت»که در ایران به نام محمد رسول الله معروف شد حرفی برای گفتن ندارد بلکه در قیاس با سریالهای ایرانی امام علی ،تنهاترین سردار و ولایت عشق هم از ضعف شدیدی رنج می برد  امید است تجربه این سریال باعث شود مسئولان صدا وسیما در آینده نگاه خودی غیر خودی را کنار بگذارند وباعث آزردگی خاطر هنرمندان بزرگ،آسیب دیدن اعتماد مخاطبان و هزینه شدن نادرست سرمایه مالی نگردند                                                                             بدرود

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 14:24 توسط امیر حیدریان| |