گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
نه اینکه حرف و موضوع نباشد که از این منظر مملکت ما رکورد دار است و هر دم از این باغ بری می رسد.. ولی آنچنان که باید کششی نیست که انگشتان بر صفحه کلید بلغزد و بنگارد! شب قدر است و از هزار شب ارزشمندتر و هر آن که قدر بداند و در این شب عظیم بر خویش بنگرد و آنچه از او سرزده نزد خدایش ارجمند است! شب شهادت مردی است که مردانگی در رکاب او جوانمردی آموخت! هم او که تنهاترین و مظلوم ترین در زمان حیاتش و پس از آن بوده و هست. به قول شریعتی باید پرسید: امشب علی از درد زخم شمشیر ابن ملجم نالان است یا از داشتن اینچنین شیعیان و پیروانی؟ سالگرد آغاز جنگ تحمیلی است که دفاع مقدس نامیده شد و پس از سال ها از اتمامش هنوز برای همگان حاوی درس ها و عبرت هایی است که باید بیاموزیم و بیاموزانیم! البته این سوال مطرح است که چرا سالروز تجاوز به ایران را جشن می گیریم مگر در هشت سال دفاع مقدس روز ارزشمندتری نیافتیم؟
در این روزها و شب ها تمایلی به نوشتن نیست یک احساس غریب و نا معلومی وجود آدم را فرا می گیرد و می ماند که چه بنویسد و از که بگوید و برای که بنویسد؟
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت
16:35 توسط حسین افشاری| |


