گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
برداشت یکم: بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند که یکی از دلایل اصلی این بحران به سیاستهای بانکی امریکا در سالهای اخیر مربوط است در ایالات متحده برخی از بانکهای رهنی (مسکن) حجم زیادی از منابع خود را به صورت وام به مشتریان پرداخت نموده اند این در حالی بوده است که آنان از همان ابتدا آگاه بوده اند که بسیاری از این مشتریان توان باز پرداخت وام را ندارند حالا موعد باز پرداخت وامها رسیده اما مشتریان ناتوان چیزی به بانکها پس نداده اند و اینگونه ، شد آنچه نباید می شد بحران آغاز شد و شاخص بورس روند نزولی خود را آغاز کرد خیابان وال استریت که یکی از مراکز مهم اقتصاد امریکاست به ماتمکده ای تبدیل شد که در آن هر روز غولی به زمین می افتاد: لمن برادرز،واشنگتن موچوال،مریل لینچ و ...... برخی از این غولهای دیروزند که امروز اما با سر به زمین خورده و شاخشان شکسته است از غرب بگذریم و سر خویش گیریم، این قلم معتقد است در این سوی دنیا در تهران و خیابان ولی عصر نیز داستان مشابهی در جریان است در سالهای گذشته دولت احمدی نژاد که به دریایی از دلارهای نفتی دست یافته بود بخش عظیمی از این منابع را به عناوین گوناگون خرج کرد عده ای از ناظران اقتصادی معتقدند که در دو و نیم سال ابتدایی دولت احمدی نژاد برخی از بانکهای دولتی چهار برابر توان خود وام پرداخت نموده اند و « چه وام ها که گرفتند آدمی و پری!!!! » بسیاری از این وام گیرندگان نیز به سان وام گیرندگان امریکا توان باز پرداخت وام ها را ندارند حالا و در شرایطی که قیمت نفت، این نوش داروی اقتصاد ایران کاهش یافته ، در هنگام فرا رسیدن زمان باز پرداخت وامهای دولت طایی احمدی نژاد آیا ما به بحرانی به مثابه بحران وال استریت دچار نخواهیم شد؟؟؟و خدای ناکرده در صورت وقوع چنین مصیبتی آیا برنامه ای برای حل آن خواهیم داشت؟و دریغ که پاسخ این پرسش بسی تلخ می نماید برداشت دوم:نحوه ی برخورد رسانه های ما با این بحران نیز جای بحث دارد صدا و سیما از این مصیبت مالی غرب به وجد آمده ، درست است که آنها هم از گرفتار شدن ما به وجد می آیند اما آیا حساب ما از آنان جدا نیست؟ ما همان ملتی هستیم که در فرهنگ غنی خود بر این باوریم که: چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار از سویی آموزه های دینی ما نیز به ما می گوید:« آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند» این همه می طلبد که واکنش پخته تری داشته باشیم برداشت سوم:بر این باورم که هر چند جهان غرب در نتیجه ی این بحران زیانهای کلانی به خود دیده و خواهد دید اما این توانایی را دارد که از پس آن برآید گمان دارم بحران اخیر باعث خواهد شد که برگهای جدیدی به اقتصاد سیاسی بشر افزوده گردد سخن آخر: بهتر است به جای آنکه در مرگ خیالی اقتصاد سرمایه داری پای کوبی کنیم مراقب آن باشیم که اتفاقی مشابه امریکا بر سر ایران نیاید و آن چه در وال استریت رخ داد در خیابان ولی عصر خودنمایی نکند تا کلام بعدی بدرود
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت
22:16 توسط امیر حیدریان| |


