گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
فروهر در نهم آبان ۱۳۵۷ و پس از آزادی آیتالله طالقانی از زندان، از مردم خواست تا دستور حکومت نظامی را بشکنند. بدین ترتیب بود که صف عظیمی از مردم در حالی که شاخههای گل به دست داشتند، فاصله بازار تا خانه آیتالله طالقانی را پیاده پیمودند. داریوش فروهر در همان راهپیمایی طی سخنانی اعلام کرد که «نظام آینده ایران باید با همهپرسی تعیین شود». او اما پس از این به زندان رفت و بعد از آزادی در آبان ماه ۱۳۵۷ به عنوان سخنگوی جبهه ملی ایران انتخاب شد. داریوش فروهر در ۲۶ دیماه ۱۳۵۷ و همزمان با فرار شاه از ایران، برای ملاقات با آیتالله خمینی عازم پاریس شد و ۱۶ روز بعد همراه آیتالله خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ درکابینه دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان شرکت کرد و به عنوان “وزیرکار” در دولت موقت ایران مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد و با استعفای دولت موقت نیز از فعالیتهای اجرایی فاصله گرفت. داریوش فروهر همزمان با آغاز پاییز سال ۶۰ به زندان رفت و پنج ماه زندان را نیز در کارنامه سیاسی پس از انقلاب خود به جای گذاشت. بنا به گفته دوستان و همراهان فروهر، این بازداشت پنج ماهه با کاهش ۱۵ کیلویی وزن وی همراه بود. مطابق برخی خبرها، آزادی فروهر به دستور مستقیم آیتالله خمینی صورت گرفته بود. چرا که فروهر از سابقه همبندی با مصطفی خمینی فرزند آیتالله خمینی در زندان شاه برخوردار بود و گویی شرح همراهیهای او در زندان به گوش آیتالله رسیده بود. محمد مصدق گويي تقدير محتوم داريوش و پروانه فروهر را پيشبيني كرده بود؛ آنگاهي كه گفت: «آن دو، دروتختهاي هستند كه خوب به هم جوش خوردهاند.» چه آنكه آن دو نه در زندگي كه در مرگ نيز همراه يكديگر بودند. داريوش فروهر 70 ساله بود كه زندگي را وداع گفت، در حالي كه پيش از مرگ به عنوان «رهبر حزب ملت ايران»، براي سالها، حاشيهنشيني را تجربه ميكرد و پس از خروجش از كابينه مهدي بازرگان و رها كردن پست وزارت كار و وزارت مشاور، راهي به قدرت نيافته بود. با اين حال، سابقه انقلابياش آنچنان مورد توجه بود كه گهگاه مورد توجه و حمايت آيتالله خميني نيز قرار ميگرفت. آنچنانكه اين امامخميني بود كه او را براي تصدي پست وزارت در دولت موقت، به مهدي بازرگان معرفي كرده و در برابر مخالفت بازرگان نيز، اصرارهاي رهبر انقلاب بود كه نخستوزير را به عقبنشيني واداشته بود. .
فروهردر سال 1322 در سن 15 سالگي و در حالي كه دانش آموز دبيرستان ايرانشهر تهران بود با اهداف و مبارزه مصدق آشنا و در همان زمان وارد مبارزات سياسي شد.
در سالهاي 1323 تا 1325 دشمنان ايران، مثل هميشه در انديشه تكه تكه كردن خاك وطن بودند. در آن سالها، داريوش فروهر همدوش دانش آموزان و دانشجويان براي پايان اشغال آذربايجان و كردستان به مبارزه بر خاست.
در سال 1327 وارد دانشكده حقوق شد و در سال 1328 مصدق را در راه بنيانگذاري جبهه ملي ايران به همراه ديگر دانشجويان مبارز ياري داد.
وي يك سال بعد، در پي تلاشهاي شبانه روزي براي نشر آگاهي ميان مردم، براي نخستين بار زنداني شد. با افزايش فعاليتهاي سياسي در دانشگاه براي ايجاد همبستگي هر چه بيشتر در راه تحقق شعار «صنعت نفت بايد در سراسر ايران ملي شود» حكومت رزم آرا را بر سر خشم آورد. داريوش فروهر در آذر ماه مجددا بازداشت شدودر اوج نهضت ملي شدن صنعت نفت، دانشجويان دانشگاه تهران او را برا ي تشكيل سازمان دانشجويان ملي به نمايندگي خود انتخاب كردند. در نخستين راهپيمايي اي كه دانشجويان براي ملي كردن نفت در ميدان بهارستان بر پا كردند، داريوش فروهر به عنوان سخنگوي دانشجويان سخنراني پر شور و موثري ايراد كرد. در يكم آبان ماه،1330 حزب ملت ايران تاسيس شد و داريوش فروهر، نخست به عضويت «كميته موقت رهبري حزب» ودر 17 دي ماه همان سال به دبيري حزب ملت ايران برگزيده شد.در سال 1331در همه هنگامه هاي سياسي، چهره داريوش فروهر ديده مي شد. در جريان كوشش براي برگزاري آيين يكمين سال خلع يد از استعمارگران در 29خرداد، براي سومين بار نيروهاي انتظامي شاه و درباريان اورا دستگير و بازداشت ميكند.
در 30 تير 1331نقش فعالي در قيام ملي بر عهده داشت. وي در تظاهرات خونين ميدان بهارستان شركت كرد و يك سال بعد مبارزات داريوش فروهر به اوج خود رسيد. سي ام تير ماه، روزي سرنوشت ساز از پي روزهاي خونبار، داريوش فروهر مبارزات وتظاهرات خونين ميدان بهارستان را در كنار ياران وفادارش رهبري كرد و قدمي بزرگ و موثر در راه پيروزي مجدد مصدق بر داشت. نهم اسفند، توطئه مشترك هواداران شاه و اوباش عليه مصدق با بسيج همه احزاب ملي در هم شكست و كوششهاي فروهر مانند هميشه چشمگير بود.
شاه در 25 مرداد ماه 1332 از كشور مي گريزد، داريوش فروهر همه جا پيشاپيش صفوف مردم خشمگين است كه خواهان انهدام سلطنت هستند و مجسمه هاي ستم را به زير مي كشندو طالب استقلال كامل ايران و رهايي وطن از چنگ امپرياليستها هستند. فاجعه كودتاي 28 مرداد به وقوع مي پيوندد. شهر در آتش و خون فرو ميرود. حزب ملت ايران ويران مي شود و داريوش فروهر در جريان كودتا زخمي مي شود.
داريوش فروهر و يارانش تا پاي جان مي جنگند. بيمارستانها پر از همسنگران فروهر و مبارزان آزاديخواه ميشود. داريوش فروهر را زخمي و سرا پا خون آلوده به بيمارستان نجميه مصدق ميرسانند و شبانه و پنهاني از آنجا فرارش مي دهند.
در اول شهريور ماه 1332 داريوش فروهر باز داشت مي شود. وي در مرداد ماه 1332 از زندان فرمانداري نظامي آزاد و به قشم تبعيد مي شود. فروهر در همان سال به تهران باز ميگردد، اما به دليل راه انداختن تظاهرات عليه قرارداد كنسرسيوم بار ديگر به زندان مي افتد.
وي پس از آزادي از زندان نقش فعالي در برگزاري مراسم هفتم و چهلم شهادت دكترحسين فاطمي ايفا ميكند.در همين دوران طرحي به نام «اتحاد انقلاب انتقام» به حزب ملت ايران و نهضت مقاومت ملي ارائه ميدهد. در اوج تلاشهاي دولت دست نشانده زاهدي،بر سر انعقاد قرارداد اميني – پيچ مسوليت تشكيلات نهضت مقاومت ملي بر عهده ميگيرد و عليه قرار داد كنسرسيوم، تظاهرات خياباني پراكنده اي بر پا مي كند و بار ديگر همراه چندي از يارانش به زندان مي افتد.
در نوروز سال 1335و به دنبال مخالفت با پيمان «بغداد» و انتخابات فرمايشي دوره نوزدهم، داريوش فروهر همراه با زنده ياد آيت الله سيد رضا زنجاني به مدت چند ماه روانه زندان مي شود.
در سال 1336اسرائيل و متحدانش به كانال سوئز در مصر، حمله مي كنند. فروهر در مخالفت با اين تجاوز تظاهراتي بر پا مي كند و از ياران خود مي خواهد كه براي جنگيدن در كنار ملت مصر، ترتيب سفر وي را به مصر بدهند. جنبش داوطلبان آغاز ميشود. دولت تصميم به دستگيري فروهر مي گرد.ولي او پنهان ميشود و مبارزه عليه حكومت استبدادي را دنبال مي كند.
در سال 1337 فروهر در موقعيت رهبري حزب ملت ايران و به عنوان يكي از چهره هاي مبارز عليه استبداد حاكم نبرد زير زميني خود را ادامه مي دهد و دوره دوم روزنامه آرمان ملت، ارگان حزب ملت ايران را با كمك دوستان مبارزش منتشر مي كند. در هشتم خرداد سال 1338 به دنبال فعا ليت هاي حزبي، وي به همراه تعدادي از دانش آموزان، دانشجويان و كارگران همفكرش بازداشت مي شود. وي به مدت سه ماه در سلولي كه زير شيرواني قرار داشت و لوله هاي حرارت آشپزخانه قرارگاه دژبان از داخل ديوارهاي آن مي گذشت و در شرايطي مرگ آور زنداني مي شود.
در سال 1339 در حالي كه هجده ماه زندان را سپري كرده، ارتشبد هدايت از سوي شاه به وي پيشنهاد مي كند كه براي هميشه از ايران برود، اما فروهر در پاسخ مي گويد: «زندان را به آزادي دور از وطن ترجيح ميدهد.» دو ماه پس از آزادي از زندان، وي از سوي جبهه ملي نامزد نمايدگي مجلس ميشود.
اما بار ديگر در 17 دي ماه به زندان مي افتد و تا 25 فروردين سال 1340 در زندان
مي ماند.
روز سوم ارديبهشت ماه سال 1340داريوش فروهر در سن 34 سالگي با يكي از همرزمان خود به نام «پروانه اسكندري » كه او نيز در پيكارهاي دانشجوي چندين بار به زندان افتاده بود ازدواج ميكند. در شامگاه 29 تير همان سال هنگامي كه به همراه شخصيتهاي سياسي و ملي از جمله زنده ياد آيت الله طالقاني براي شركت درمراسم فاتحه خواني به مزار شهيدان سي ام تير ميرود بازداشت مي شود اما بر اثر فشار افكار عمومي آزاد ميشود. در اول بهمن ماه همان سال نيز به دنبال هجوم گارد شاهنشاهي به دانشگاه، وي در آستانه دستگيري قرار ميگيرد، اما نيروهاي گارد موفق به بازداشت وي نميشود.
در سال 1341در گير ودار برخورد هاي درون سازماني در ماه، نخستين كنگره جبهه ملي تشكيل ميشود. در اين كنگره، داريوش فروهر همراه با نمايندگان سازمان هاي دانشجويي و بعضي از بازاريان و ياران خود، طيف اقليت را تشكيل مي دهد.
ديدگاه هاي اقليت بعد ها مورد تاييد دكتر مصدق قرار ميگيرد. نيرنگهاي دستگاه استبداد وابسته به بيگانه آغاز ميشود با انقلاب سفيد و همه پرسي ششم بهمن، در بر پايي تظاهرات و راه پيمايي هايي كه داريوش فروهر در مخالفت با طرح پيشنهادي شاه مخفيانه رهبري ميكند، در نيمه اسفند ماه بار ديگر دستگير شده و به زندان مي افتد.
در سال 1342 فروهر از اندك رهبران جبهه ملي است كه از داخل زندان، قيام 15 خرداد را نقطه عطف و متحول كننده پيكارهاي رهايي بخش ملت ايران اعلام ميكند. فروهر تا شهريور ماه در زندان مي ماند. همه زندانبان ها مي دانند كه اكنون زندان خانه دوم فروهر است. در اوج يورشهاي حكومت استبداد، در حالي كه دستگاه رهبري جبهه ملي دچار سر در گمي است، فروهر طرح مبارزاتي خود را به نام ايستادگي و كوشش براي بازسازي تشكيلات درگير با استبداد اعلام مي كند و براي اتخاذ شيوه هاي مناسب مبارزاتي، براي دكتر مصدق كه در احمد آباد در تبعيد به سر ميبرد، نامه هايي مي فرستد و از وي براي سازمان دهي وچگونگي پيكارهاي آينده، راهنمايي مي خواهد كه بر اساس رهنمود هاي دكتر مصدق، جبهه ملي سوم پي ريزي مي شود .
در سي ام شهريور ماه 1343 و به دنبال ادامه فعاليت هاي سياسي و حزبي به همراه گروهي از يارانش روانه زندان ميشود در همين دوره از زندانهاي فروهر است كه حاج مصطفي خميني هم سلول فروهر ميشود و بعدها از فضايل و نيكي هاي فروهر نزد پدرش تمجيد ميكنند.
در سال 1344 داريوش فروهر پس از محاكمه در بيدادگاه با 3 سال زندان محكوم ميشودولي در آبان ماه سال بعد آزاد مي شود . در باره اين سالها پرستو فروهر دختر داريوش تعريف ميكند كه وقتي همراه مادرم به زندان براي ملاقات پدر ميرفتيم، هر گاه ملاقات با حضور ما مور بود، پدرم با مادرم ملاقات نمي كرد ولي با من ملاقات مي كرد و توسط من بين مادرو پدرم مسائلي رد و بدل ميشد. سال 1345 در آبان ماه، فروهر پس از آزادي از زندان به كار سازماندهي حزبي مي پردازدو با روحانيون ترقي خواه رابطه نزديك و ثمر بخشي بر قرار ميكند و مي كوشد تا حركت نيرو هاي به پا خواسته مردمي را هماهنگ سازد. هنوز چندي از آزادي فروهر نگذشته كه دكتر مصدق، در چهاردهم اسفند؛ در ميگذرد. او از انگشت شمار شاگردان و ياران مصدق است كه در آيين خاكسپاري رهبر نهضت ملي حضور دارد و در بزرگداشت وي، تلاش شاياني مي كند و با انتشار اعلاميه اي مردم را به چهل روز عزاي عمومي فرا مي خواند.
سال 1349 شاه مي خواهد بحرين را واگذار كند . داريوش فروهر با انتشار اعلاميه اي توطئه جداسازي بحرين از ايران را به شدت محكوم ميكند و در هفدهم فروردين ماه همين سال ، به همين مناسبت باز داشت ميشود. در بازداشتگاه خود دست به اعتصاب غذا ميزند كه تا آستانه مرگ پيش ميرود. هيچكس از وضع او اطلاع ندارد. همرزمانش به اعتراض عليه تجزيه بحرين ادامه ميدهند و گروهي بازداشت مي شوند. فروهر اين بار بدون محاكمه به سه سال زندان محكوم مي شود. سال، 1353 در نوروز ، از زندان كوچك حكومت به زندان بزرگ وطن باز مي گردد و براي از سرگيري مبارزه از فرصت پيش آمده استفاده مي كند.
سال 1353 تا 1355: اين تنها سالهايي است كه فروهر، ضمن كوشش همه جانبه براي نو سازي سازمان هاي مبارزاتي، به وكالت دادگستري كه از مدتها قبل پروانه آن را داشته، مشغول مي شود
در پاییز ۱۳۷۷ پروانه و داریوش فروهر از رهبران حزب ملت ایران در خانه خود در شهر تهران طی قتلهای موسوم به قتلهای زنجیرهای به قتل رسیدند.
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت
22:23 توسط حسین افشاری| |


