گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
با نگاهي به و ضعيت وبلاگهاي موجود در منطقه ترشيز ؛فقدان يك نظرگاه كه به طور جدي به انديشه هاي اصلاح طلبانه پرداخته؛خود توليد كننده مطالب خود باشد به چشم مي خورد اين موضوع من و تعدادي از دوستانم را بر آن داشت تا با راه اندازي اين نظرگاه ؛انديشه هاي خود را مطرح نموده چراغ اصلاحات را در شهر مجازي كاشمر پر فروغ تر كنيم قرار بود اين نظرگاه را به مناسبت سالگرد دوم خرداد راه اندازي كنيم اما پاره اي مشكلات نرم افزاري و كمي تا اندكي اهمال و سستي كه انگار تبديل به يكي از ويژگيهاي جدانشدني ما مردم شده است باعث شد كه كار به تاخير افتد در اين نظر گاه هر شخص تنها مسئول نظرات خويش است و بس هر چند نقاط اشتراك مطالب ما حرف دل همه ماست هر از گاهي در اين مجال ميزبان نظرات ساير صاحب نظران ودوستان نيزخواهيم بود بگذريم در طول تاريخ ؛زادگاه مرا به نام سرو مشهورش مي شناخته اند اما سرو با همه آن ابهت و عظمتش ريشه در اعماق تاريخ دارد و جز خاطره اي از آن نمانده است با اين حال در طول حيات مردم ديار ترشيز يك گياه با سخاوت و با وفا هميشه همراه آنان بوده است و چرخ اقتصاد آنان را چرخانده :تاك به قول دوست عزيزم علي اصغر داوري : سبو سبو نه فقط من پرم از آن مي اصل كه تاك دايه ما هست و بوده نسل به نسل با اين حال امسال تاكستانهاي زادگاه من زير بار سوز سرما تكيده و آزرده شده اند و آن طراوت هميشگي را ندارند و شايد اين موضوع به وضعيت اصلاح طلبان كشورم چندان بي شباهت نباشد چرا كه آنان نيز در اثر سوز سرماي تماميت خواهي و انحصار طلبي و انسداد سياسي آزرده و تكيده اند حس مي كنم مي توان در دير آمدن ما نكته لطيفي را نيز يافت : پس از سالگرد دوم خرداد آمديم و اين خود نمادي از سرگذشت ماست كه بايد براي سالهاي پس از دوم خرداد فكري بكنيم و سعي كنيم تلاشهاي خود را به موفقيت تبديل كنيم از دل سوز سرما بيرون آمديم دوراني را مي گذرانيم كه انسداد سياسي بر همه چيز ما سايه افكنده و برخي نيروها را نوميد كرده است اما ما آمده ايم كه بگوئيم مي شود ار دل همين سرما هم تاكستانهاي با طراوتي آفريد مي توان از اين انسداد گذشت و به يك جامعه مردمسالار رسيد بايد اميدوار بود گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاك است بدرود
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت
18:40 توسط امیر حیدریان| |


