گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
آيتالله حسینعلی منتظری (زاده: ۱۳۰۱ خورشیدی ؛ ۱۹۲۲ در نجفآباد، استان اصفهان) مرجع تقلید شیعه و از مهمترین شارحان نظریه ولایت فقیه است. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان قائم مقام و جانشین رهبر کشور انتخاب شد و ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی را نیز بر عهده داشت. او در خانوادهاى کشاورز به دنيا آمد. پدرش حاج على كشاورز سادهاى بود كه در كنار كار روزانهاش با كتاب و كتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود. منتظرى از هفت سالگى آموختن را با ادبيات فارسى و سپس صرف و نحو عربى آغاز كرد، و در سن ۱۲ سالگى به حوزهٔ علميهٔ اصفهان وارد شده و در سن ۱۹ سالگى اصفهان را برای ادامهٔ تحصيل ترك کرد و به قم آمد. پس از شش ماه بلاتكليفى در زندان اوين بالاخره در يك دادگاه نظامى به اتهام كمك به جنبش اسلامى و خانوادهٔ زندانيان سياسى و اقدام براى تشكيل حكومت اسلامى، به ده سال زندان محكوم گرديد؛ اما در زندان نيز همراه رهبرانى همچون آيتالله طالقانى به فعاليتهاى جنبش اسلامى و سياسى ادامه داد. با اينكه در زندان از بيماريهاى مختلف رنج مىبرد، خارج بحث «خمس» و متن «اسفار» و كتاب طهارت را براى زندانيان تدريس نمود و شخصيتهاى اسلامی زندانى همچون آيتالله طالقانى و آيتالله مهدوى كنى در مجالس بحث او حاضر مىشدند. منتظرى در زندان اوين نيز نماز جمعه را اقامه نمود و بسياری از زندانيان سياسى مسلمان از جمله آقايان طالقانى، مهدوى كنى، هاشمى رفسنجانى، لاهوتى و ديگران در نماز جمعه حاضر مىشدند؛ هرچند ساواك پس از مدتى مانع اقامهٔ آن شد. سرانجام با اوجگيرى مبارزات و عقبنشينىهاى پى درپى حکومت پهلوی، منتظرى پس از گذراندن حدود سه سال ونيم از دوران محكوميت به همراه آيتالله طالقانى در هشتم آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد و مورد استقبال چشمگير مردم قرار گرفت. در پيامى كه امام خمينى خطاب به منتظرى به مناسبت آزادى وی صادر كرد اينچنين آمده: «هيچ از دستگاه جبار جنايتكار تعجب نيست كه مثل جنابعالى شخصيت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادى، ابتدايىترين حقوق بشر محروم، و با شكنجههاى قرونوسطايى با او و ساير علماى مذهب و رجال آزاديخواه رفتار كند. خيانتكاران به كشور و ملت از سايهٔ مثل شما رجال عدالتخواه مىترسند. بايد رجال دين و سياست در بند باشند تا براى اجانب و بستگان آنان هرچه بيشتر راه چپاول بيت المال و ذخائر كشور باز باشد.» ميزان مقبوليت و محوريت منتظرى در مبارزه و انقلاب تا آنجا بود كه امام خمينى در زمان تبعيد، او را به عنوان نمايندهٔ تام الاختيار خويش در ايران منصوب كرد و در نامهاى از وی خواست كه بر جريانات بيت او در قم اشراف داشته باشد؛ و دربارهٔ او با تعابيرى همچون «فقيه عاليقدر»، «مجاهد بزرگوار»، «حاصل عمر من»، «ذخيرهٔ انقلاب» و «برج بلند اسلام» ياد مىكرد و حيثيت او را «واجب المراعات» دانسته و پس از پيروزى انقلاب بسيارى از مسائل فقهى و سياسى مربوط به قوهٔ قضائيه و وزارتخانهها را به او ارجاع مىداد. در پائيز سال ۱۳۵۷ زمانی که آيتالله خمينی در نوفل لوشاتو در پاريس به سر میبرد، آيتالله منتظری به پاريس سفر کرد و در خصوص جنبش انقلاب و شکلگيری حکومت اسلامی در ايران با امام خمينی مشورت نموده و دستورهای رهبر انقلاب را دريافت کرد. پس از انقلاب، محمد منتظری از چهرههای بانفوذ و پرحرکت انقلابی به شمار میآمد. در نتيجهٔ درگيری خونينی که بين نيروهای وفادار به امام خمينی و سازمان مجاهدين خلق در سال ۱۳۶۰ رخ داد، تعداد زيادی از کادرهای ردهبالای انقلاب - که شامل آيتالله محمد بهشتی، رئيس جمهور محمد علی رجائی و نخست وزير محمد جواد باهنر بود - در اثر دو بمبگذاری کشته شدند. از ديگر قربانيان اين بمبگذاریها محمد منتظری بود. در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان رهبری با نظر به ادامهٔ رهبريت پس از وفات آيتالله خمينی تصميم گرفت آيتالله منتظری را به عنوان قائممقام امام خمينی معرفی و اعلام کند. ولی پس از بروز اختلافات به دليل انتقادات منتظری بخصوص از اعدامهای زندانيان در سال ۱۳۶۷ نظر امام خمينی از قائممقام خويش برگشت و در آخرين نامهاى كه به امام خمينی منسوب شده است او را «سادهلوح» خوانده و نوشت: «شما پس از اين وکيل من نمیباشيد.»پس از رحلت آيتالله بروجردى (در سال ۱۳۴۰ خورشیدی) نظر بسيارى از بزرگان و اساتيد حوزهٔ علميه متوجه چند نفر از علما منجمله آيتالله گلپايگانی، آيتالله شريعتمداری، آيتالله مرعشی نجفی و آیتالله خمينی گرديد. از جمله آيتالله منتظرى و آیتالله مطهری قائل به اعلميت آيتالله خمينی بوده و زعامت وی را به صلاح اسلام و مسلمين تشخيص دادند.
در عيد نوروز سال ۱۳۴۵ به دنبال دستگيرى محمد منتظرى به دليل پخش اعلاميه در حرم حضرت معصومه ساواك بي درنگ به سراغ آيتالله منتظرى رفته و مجدداً وی را بازداشت نمود و بالاخره اعتراض علما و روحانيون حوزهٔ علميه موجب شد تا او پس از هفت ماه از زندان آزاد گردد.
آيتالله منتظرى چند ماه پس از آزادى از زندان جهت توسعهبخشى و تداوم جريان مبارزه ضرورتاً به طور مخفيانه براى زيارت عتبات در عراق و ملاقات با آيتالله خمينى راهى عراق شد، اما حکومت كه از اين سفر مطلع شده بود هنگام بازگشت از عراق او را در منطقهٔ مرزى دستگير و روانهٔ زندان كرد، كه پس از تحمل حدود پنج ماه زندان آزاد گرديد.
رژيم در خارج از زندان نيز هميشه او را تحت نظر داشته و در زمان برگزارى جشنهاى تاجگذارى به عنوان راهكارى جديد تصميم به تبعيد وی به مسجد سليمان گرفت، كه اين تبعيد سه ماه به طول انجاميد. پس از آن در مسجد سليمان به منتظری ابلاغ كردند كه نبايد به قم برود، ولى او به قم مراجعت نمود و با وجود ممانعت شديد ساواك عدهٔ زيادى از علما، اساتيد و طلاب حوزهٔ علميه با او ديدار كردند؛ تا اينكه از ناحيهٔ ساواك او را به نجفآباد منتقل نموده و در آنجا تحت مراقبت شديد قرار دادند.
هنوز چند ماهى از پايان تبعيد به مسجد سليمان و انتقال به نجفآباد نگذشته بود كه به دليل ادامهٔ فعاليتهاى سياسی آيتالله منتظرى - بويژه در خطبههاى نماز جمعه كه او آن را در نجفآباد پايهگذارى كرده بود - ساواك مجددا او را دستگير و پس از محاكمه به سه سال زندان و در دادگاه تجديد نظر به يك سال ونيم زندان محكوم كرد و به زندان قصر انتقال داد.
آيتالله منتظرى پس از سپرى كردن دوران محكوميت، در ارديبهشت ۱۳۴۹ آزاد و راهى قم گرديد؛ ولى حکومت مايل به حضور او در ميان طلاب و علماى حوزهٔ علميهٔ قم نبود و دوباره وى را به زادگاه خود تبعيد نمود. او در نجفآباد به فعاليتهاى خود ادامه داده و در ضمن ايراد خطبههاى نماز جمعه و سخنرانیهاى خود از حکومت شاهنشاهی انتقاد مىنمود. هجوم جمعيت در روزهاى جمعه از شهرهاى دور و نزديك به نجفآباد به اندازهاى بود كه اين شهر به عنوان دومين پايگاه انقلاب بعد از قم درآمده بود و گزارش ساواك اصفهان در مورد آن چنين بود: «نماز جمعهٔ منتظرى يك پايگاه سياسى براى مبارزه با رژيم است.» مدت تبعيد به نجفآباد مجموعاً حدود سه سال به طول انجاميد.
بار ديگر رژيم حضور منتظرى در زادگاه خود را تحمل نكرد و او را به سه سال تبعيد در طبس محكوم نمود. حضور او در طبس باعث اجتماع مبارزين گرديد. طبق گفتهٔ مقامات امنيتى شهر طبس، در طول اقامت منتظری علاوه بر مردم شهر، نزديك به پنجاه هزار نفر از مردم شهرهاى ديگر ايران براى ديدار با او وارد طبس شدند؛ كه همين رقم بزرگ ديداركننده موجب نگرانی ساواك و انتقال او از طبس پس از گذشت يك سال گرديد. از جمله اقدامات مهم منتظرى در طبس، نامهٔ سرگشاده به علما و مردم ايران در مورد اتحاد عليه «امپرياليسم و صهيونيسم» (آمريکا و اسرائيل) بود، كه خشم رژيم را برانگيخت و طبق اسناد به جاى مانده از ساواك عدهٔ زيادى - از جمله رهبر کنونی جمهوری اسلامی آيتالله علی خامنهای - به جرم توزيع اين اعلاميه دستگير و يا تحت تعقيب قرار گرفتند.
تسليم ناپذيرى منتظری و پافشاری وی در فعاليتهای سياسی چنان شد كه در اواسط سال ۱۳۵۳ رژيم به تبعيد مجدد وى تصميم گرفت و او را از طبس به خلخال تبعيد نمود. از آنجا كه زبان مردم آن سامان آذربايجانى بود نفوذ منتظرى در آغاز سرعت چندانى نيافت، اما اختلاف زبان نيز منجر به سكوت و سكون وی نشد، و بالاخره يكى از امام جماعتهاى آن شهر مسجد خود را در اختيار او قرار داد. اين مسجد نوساز كه توسط هيأت امنا اداره مىشد، مكان مناسبى جهت بسط و گسترش انديشههاى اسلامگرائی گرديد. منتظری نماز در آن مسجد را آغاز كرد و همچون ساير تبعيدگاههاى خويش در بين نماز تفسير قرآن مىگفت. به تدريج تعداد نمازگزاران بيشتر و فضاى مسجد براى تبليغ نهضت اسلامى آمادهتر مىشد. مأموران رژيم از بىباكى غيرمنتظرهٔ تبعيدى به نگرانی افتاده و از راههاى مختلف در جهت تضعيف منتظرى كوشيدند و در نهايت پس از گذشت حدود چهار ماه او را به تبعيدگاه سقز منتقل نمودند.
در تبعيدگاه سقز - با وجود زمستانى بسيار سخت و حداقل امكانات شهرى - منتظرى آخرين دوران تبعيد خويش را گذراند. با وجود دورى از شاگردان و دوستان و اختلاف با مردم بومى منطقه از نظر مذهب و زبان، ساواك از ديدار مردم با وی دچار نگرانى شده و از مركز خواستار تصميمگيرى در اين زمينه شد؛ از طرف ديگر در ارتباط با برگزارى مراسم سالگرد پانزده خرداد در مدرسهٔ فيضيهٔ قم كه دهها نفر از دوستان و شاگردان او دستگير شده و ساواك به ارتباط دستگيرشدگان با منتظرى پى برده بود، تصميم به بازداشت و انتقال او به تهران گرفت.
در تيرماه ۱۳۵۴ آيتالله منتظرى را از تبعيدگاه سقز روانهٔ زندان نمودند. ابتدا او را به بازداشتگاه كميتهٔ مشترك تهران بردند و فرداى آن روز روانهٔ زندان اوين كردند. در اوين مدت شش ماه را در سلول انفرادى گذراند. در اين بازداشتگاهها با فشارهاى روحى و جسمى روبرو گرديد. در زير همين فشارها و شكنجهها بود كه شكنجهگر «ازغندى» به او گفته بود: «علت اين كه تو را از حوزه دور نگه مىداريم و از اين طرف به آن طرف مىفرستيم اين است كه يك خمينى ديگر به وجود نيايد».
منتظری رياست خبرگان قانون اساسی را به عهده داشت و در تدوين قانون اساسی جمهوری اسلامی نقش مهمی را ايفا کرد. وی از عوامل کليدی در گنجاندن اصل ولايت فقيه در قانون اساسی به شمار میرود.
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت
16:24 توسط حسین افشاری| |


