گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
محمد منتظرى در بهمنماه 1323 ه.ش در نجفآباد به دنيا آمد. وى در محيطى سرشار از عشق به خدا و اسلام و قرآن و برخوردارى از تربيتهاى عالمانه پدرى چون فقيهعاليقدررشد يافت. حدود دهسال داشت كه به كار و فعاليت روى آورد، در چهاردهسالگى به ضرورت فهم اسلام و تفقد در دين مىرسد و به حوزه علميه قم رهسپار مىگردد. با جديت وتلاش مشغول درس و بحث گرديد، به جهت نبوغ و ذكاوتش به سرعت، مراحل دروس حوزوى را طى مىنمايد. نقش و اهميت مبارزات محمد، با تحليل واقعبينانه و شناخت اصولى حوزههاى علميه بويژه حوزه علميه قم وروحانيت در دهه چهل و همچنين تحليل شرائط و مقتضيات دهه چهل ايران، كه به قول مرحوم جلالآلاحمد يأس از درو ديوار در اين سرزمين مىباريد، مشخص مىشود. محمد استعداد شگرفى بود كه همگام با شكلگيرى جدى جريانات ضد استعمارى و آزاديخواهىِ دهه چهل،رويكردى مبارزاتى و عدالتخواهى، آن هم براساس انديشههاى توحيدى يافت. الهامبخش ايشان در جريان مبارزه تفكرو بينش علوى بود، كه از او يك انسان خدامحور، آخرتنگر، مصمم و هدفدار ساخت كه توانست حداكثر بهرهبردارى ازتجارب مبارزات دهه چهل نهتنها در ايران، بلكه در كل دنيا را نمايد. در سال 41 وارد مبارزات و فعاليتهاى سياسى شد، زمانى كه امام خمينى نهضت خويش را شروع كرد كوشش نمود در حد توان در همه زمينههاى خط فكرى امام انجام وظيفه نمايد. در اين دوره شهيد محمد به آگاهىبخشى و پيامرسانى انقلاب، ايجاد ارتباط با نيروها بويژه نسل جوان حوزه و كسبو تدوين و به كارگيرى تجارب و تحكيم بنيهها و بنيادهاى انديشههاى مبارزاتى اسلام مىپردازد. محمد حوزه علميه قمرا پايگاه اصلى مبارزات خود قرار داد. عليرغم جوّ شديد اختناق، وجود جريانات انزواطلب و بشدت دگم و متحجر كهحتى مطالعه روزنامهها و گوشدادن به اخبار سياسى راديوها را امرى مذموم و ضدّ دين تلقى مىنمودند، شرح صدر وديد وسيع او در حوزه علميه در جستجوى عناصر مستعد، جوان و مؤمنى بود كه عشق به اسلام و فهم دين آنها را راهىحوزه نموده بود. آنهائى كه در عنفوان جوانى، محروميتهاى فزاينده آن دوران در حوزه علميه قم را به جان خريدهبودند. محمد با تمام توان در آگاهكردن آنها كوشيد تا اينكه از آنان پيامرسانهايى براى سراسر كشور، شهرها و روستاتربيت نمود. در واقع محمد با اين حركت بنيادى در شمار يكى از اصلىترين بنيانگذاران مشى انقلابى بين طلاب جوانحوزه علميه قم قلمداد مىشود. اين حركت يكى از جنبههاى مردمىشدن و فراگيرشدن انقلاب بود. محمد ساعت 30/5 صبح اول فروردين سال 45 (هنگام تحويل سال) در حين پخش اعلاميه در حرم حضرتمعصومه دستگير مىشود، شانزده شبانهروز به شدت شكنجه مىگردد، تا تاريخ 45/8/3 در سلول انفرادى بسر مىبرد ونهايتاً در دادگاه نظامى بدوى شماره 3 چون زير بار ننگ تقاضاى عفو نمىرود به سه سال زندان محكوم مىگردد.مقاومت اسطورهاى او در زير شكنجههاى طاقتفرسا از او قهرمانى زبانزد ساخت. محمد با كولهبارى از تجارب مبارزاتى و شناخت جريانات مطرح در عرصه مقاومت و درك ضرورتها و اولويتهاىكار از زندان آزاد مىگردد. پس از آزاد شدن وارد يك سلسله فعاليتهاى تشكيلاتى شد و نقشه مىكشيد براى كارهاى مسلحانه و كادرسازى،در اينجا با يك سلسله مشكلات مواجه شد آنها كه مذهبى هستند معمولاً بينش سياسى ندارند و آنهائى كهبينش سياسى دارند در خط اسلام نيستند، مسلمان هستند ولى مسائلى را مطرح مىنمايند كه با اسلام جور درنمىآيد. بر همين اساس شروع به كادرسازى نمود. فعاليتها ادامه داشت تا اينكه در سال 1350 لو رفته و فرارى شد، شهريور همين سال بطور قاچاقى به پاكستان رفت،بعد از چند ماه اقامت در پاكستان با پاسپورت پاكستانى عازم عراق شد، بعداً كشورهاى عربى و سپس به افغانستان وسرانجام به اروپا رفت براى افشاگرى رژيم، البته به افشاگرى و مسائل سياسى صرف معتقد نبود، بلكه اعتقاد داشت با امپرياليسم و عوامل ارتجاع و شاه بايد بطور نظامى برخورد نمود، به مسائل چريكى پرداخت. پيش از پيروزى انقلاب در كشورهاى افغانستان، پاكستان، هند، عراق، سوريه، لبنان،كويت، بحرين، امارات، قطر، انگلستان، فرانسه، آلمان و تركيه به خاطر ضرورتهاى مبارزات اسلامى در ايران و در منطقهدر رفتوآمد بود. محمد يكى از عوامل ارتباطى انقلاب اسلامى ايران با جنبشهاى آزاديبخش منطقه و دنيا بود و ازاين رهگذر انقلاب ايران را در سطح بينالملل مطرح ساخت و از امكانات جنبشها جهت پيشبرد اهداف انقلاب بهرههاجست بويژه از جنبش فلسطين. اين ويژگى تقريباً در محمد منحصر بفرد است، لذا او را شهيد بينالملل اسلامى ناميدهاند. محمد در اين مقطع با جديت هر چه تمامتر مسائل انقلاب را در ايران و منطقه تعقيب و پيگيرى مىنمود. سرانجام شهيد محمد منتظري در دي ماه سال 57 به ايران بازگشت و در سازماندهي مراسم استقبال از رهبر و مرادش فعالانه شركت كرد . شهيد منتظري به همراه ياران خود اصلي ترين نقش را در تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و كميته انقلاب اسلامي داشت .و سرانجام در هنگام حضور در يكي از جلسات مهم تصميم گيري درباره امور مملكتي در هفتم تيرماه 1360 به شهادت نائل گشت .
نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت
17:35 توسط حسین افشاری| |


