تبليغاتX
تاک - پیاده گان انقلاب ۵۷-۲۹ (اعظم طالقانی)
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

اعظم طالقانی متولد ۱۳۲۲ تهران  و فرزند آیت الله سید محمود طالقانی است. وی از همان کودکی تحت تعالیم پدر که در آن سال ها درگیر مبارزات برای ملی شدن صنعت نفت بود قرار گرفت.

با آنکه آیت الله طالقانی هم از شیخ عبدالکریم حائری و هم از مرحوم اصفهانی اجازه اجتهاد داشتند و نیز از آقای مرعشی و آیت الله قمی صاحب اجازه روایت بودند، در سال ۱۳۱۸ داستان اجتهاد و دروس حوزوی و ... را رها می کنند و از قم به تهران می آیند تا بر اساس مسئولیتی که برای خود می دیدند بیشتر به جوانان نزدیک شوند و با آنها ـ از دانشجو گرفته تا بازاری ـ نشست و برخاست بیشتری داشته باشند. در ابتدای بازگشت به تهران مبادرت به تدریس در مدرسه عالی سپهسالار ـ شهید مطهری فعلی ـ می کنند و ضمنا در همانسال نیز مزدوج می شوند. در آنزمان مدرسه سپهسالار و دانشکده معقول و منقول محل برخورد دو دسته دانشجویان رشته های علوم قدیم و جدید در تهران بود و به همین مناسبت آیت الله طالقانی سعی می کند با ایجاد رابطه نزدیک با جوانان و با روشی مبتنی و متکی بر آیات قرآن پاسخگوی سوالات آنها باشند. آیت الله طالقانی در اوایل سالهای ۱۳۲۰ و به همراه مهندس بازرگان و دکترسحابی کانونی به نام "کانون اسلام" را ـ در خیابان امیریه تهران ـ سازماندهی و از طریق همین کانون است که مجله «دانش آموز» را با محتوای مقالات دینی منتشر می کنند.

نخستین پایگاه آیت الله طالقانی در تهران مسجد ملک ـ نزدیک میدان قزوین ـ بود سپس به مسجد دیگری رفتند و در سال ۱۳۲۷ به مسجد هدایت وارد شدند. تا سی سال پس از این مسجد هدایت به پایگاه مبارزه و مقاومت طالقانی و اطرافیان ایشان تبدیل می شود. پس از تشکیل کانون اسلام، انجمن اسلامی دانشجویان و معلمان و ... به دنبال هم تشکیل می شود و در سال ۱۳۲۹ موسسه ای به نام دانشسرای تعلمیات دینی ـ به هدف تربیت معلمان تعلیمات دینی ـ هم به وسیله دکتر سحابی تأسیس و آیت الله طالقانی در آنجا تدریس تفسیر قرآن را قبول می کنند.

اعظم طالقانی در نوجوانی ازدواج کرد و با داشتن دو فرزند، در ۱۷ سالگی یک دوره مدیریت گذراند و به تدریس و مدیریت مدرسه پرداخت. سپس همراه با دو خواهرش یک مدرسه راهنمایی تاسیس کردند و گام در مسیر پدر نهادند!

زندگی در خانواده هایی نظیر خانواده مرحوم طالقانی همراه با رنج دوری طولانی از پدر، روی دیگری نیز برای اعضا داشت و آن دستگیری ها و بازجویی های مکرر فرزندان بود که به منظور آزار و اذیت روحی زندانیان صورت می گرفت و اعظم طالقانی از این امر مستثنی نبود و بارها و بارها در سالهای 42 تا 57 دستگیر و بازجویی و شکنجه شد و گاه برای آزار آیت الله فرزندش را در اتاق های مجاور به سلول وی شکنجه می نمودند ولی پدر و دخترهرگز قدمی از راهی که آغاز نموده بودند پس نکشیدند!

اعظم طالقانی در دهه پنجاه چندين سال زندانی سياسی حکومت پهلوی در زندانهای اوين و قصر بود. پس از آن وارد دانشگاه شد و در رشته ادبیات فارسی تحصیل کرد.

اعظم طالقانی پس از انقلاب ۱۳۵۷ جامعه زنان مسلمان را به خواست پدرش و با هدف آموزش زنان و حل مشکلات آنها تاسیس کرد. سپس نماینده مجلس اول  شد و پس از آن دوباره به تدریس پرداخت و همچنین امتیاز انتشار مجله «پیام هاجر» را گرفت. این نشریه توقیف شده، به حقوق زنان در ایران اختصاص داشت او همچنین دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامی نیز هست.

طالقانی نخستین زنی است که خود را نامزد ریاست جمهوری در ایران کرد او به رغم بیماری‌اش، در سال ۱۳۷۶ نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران شده بود. به گفته خودش «برای آزمایش قانون اساسی؛ هیچ دلیلی وجود ندارد که یک زن نتواند نامزد انتخابات شود.» او معتقد بود تعبیر رجال در اصل ۱۱۵ قانون اساسی معادل جنس مرد نیست و تعدادی از متخصصین و علمای مذهبی ایران نیز با وی هم‌نظر بودند. (مطابق اصل ۱۱۵ قانون اساسی ایران، کاندیداهای ریاست جمهوری باید جزو «رجال» دینی و سیاسی باشند.) اما شورای نگهبان کاندیداتوری او را رد کرد.

از همه تاسف بار تر این است که این روزها بجای دعوت از شیرزنانی چون اعظم طالقانی بزای بیان خاطرات انفلاب ۵۷ در مجامع رسمی و برنامه های خانوادگی رسانه ملی از همسران مدعیانی دعوت می شود که حتی حضور خودشان در انقلاب در سایه ابهام است !

نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 23:8 توسط حسین افشاری| |