تبليغاتX
تاک - چنين نوشت اوباما
تاک

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است

پرده اول: مک فارلین با ماموریت از سر گیری روابط ایران انقلابی و ایالات متحده به فرودگاه مهر آباد وارد می شود ماموریت او به شکست می انجامد و مک، به واشنگتن باز می گردد

پرده دوم:بیل کلینتون در اجلاس سران کشورهای عضو سازمان ملل در نیو یورک به سوی سید محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح طلب ایران حرکت می کند دستش را به قصد مصافحه جلو می برد خاتمی اما به هر دلیلی راه دیگری در پیش می گیرد و با پرزیدنت یانکی ها دست نمی دهد

پرده سوم : مادلین آلبرایت بانوی کاخ سفید و وزیر خارجه ایالات متحده رسما اعلام می کند که امریکا در کودتای مرداد 32 علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق نقش داشته او از بابت این ظلم بزرگ که دولت متبوعش در حق ملت ایران روا داشته از ایرانیان پوزش می خواهد

پرده ی چهارم: در روزهای میانی ماه مارس 2009 باراک حسین اوباما دوم،رییس جمهور ینگه ی دنیا که در اندیشه ی تغییر در سیاست خارجی  ایلات متحده است دست به قلم می برد ودر نهایت احترام خطاب به ملتی که پیشتر در رسانه های همان کشور با بدترین عنوانهای ممکن از آنها یاد شده است،  می نویسد:« اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.»

پاره ای از مواضع مقامات ایران در این مدت به قرار زیر است :

امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند(آیت الله خمینی)

تحریمها به نفع ملت ایران است!!! (بسیاری از مقامات ایران)

امریکا باید رفتار خود را عوض کند و از در احترام متقابل وارد شود (اکبر هاشمی رفسنجانی)

امریکا بداند خدای خلیج ،همان خدای طبس است(اکبر هاشمی رفسنجانی«نقل به مضمون»)

با راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر امریکا مجبور می شود پای ملت ایران را ببوسد (سرلشگر پاسدار محسن رضائی«نقل به مضمون»)

هواپیمای سی ۱۳۰ در توطئه ای که امریکائیها طراحی کرده بودند توسط آنها از راه دور هدایت شد و سقوط کرد!!!!( پور محمدی وزیر کشور وقت «نقل به مضمون»)

اینها خلاصه ای بود از آنچه در روابط میان دو کشور گذشته است اما واقعا در این دریای سیل آسا چه بر سر کشتی روابط دو کشور خواهد آمد؟ آیا مسئولان دو کشور قصد دارند وضعیت را در همین شکل متشنج نگه دارند ؟ یا اندیشه ی آرام تر و عقلانی تر کردن شرایط را نیز در سر دارند؟بسیاری بر این باورند آن روز که کلینتون به سوی خاتمی دستی دراز کرد اگر شیخ دست او را به گرمی می فشرد اینک اوضاع بهتر بود عده ای نیز معتقدند اگر احمدی نژاد، رئیس جمهور ساختار شکن و تندروی ایران به واسطه ی هوشنگ امیر احمدی ،نشست های تایید نشده ی ثمره هاشمی با مقامات امریکایی را ادامه دهد روابط ایران و امریکا مسیر دیگری را در پیش خواهد گرفت برخی بر آنند که مذاکرات عراق بر خلاف ادعاهای رسمی ؛نه تنها در مورد عراق نبوده بلکه اصالتا به قصد مذاکرات میان دوکشور بر سر مسائل فی مابین برگزار شده است    صاحب این قلم اما معتقد است موضوع چالشهای بین ایران و ایالات متحده بسیار پیچیده تر از آنست که در سخن آمد:

1-     مکررا  و به درستی گفته شده است که موضوع بسیار  ریشه دار و دیرینه است لااقل ماجراهای سال 32 می تواند شروع  این چالش باشد.عده ای به درستی گلایه هایی دارند چراکه نه دست داشتن در سقوط یک دولت ملی یا شراکت در ایجاد یک دیکتاتوری خفقان آور یا همکاری در ایجاد یک دستگاه امنیتی مخوف و یا سنگ اندازی در مسیر پیشرفت یک ملت انقلابی؛ برای طرف ایرانی قابل قبول است و نه به رسمیت نشناختن موقعیت بین المللی و منافع ملی امریکا ؛برای طرف غربی قابل هضم.

2-      اما بر این باورم که در هر دو سرزمین گروههایی هستند که  چالش میان دو کشور نه تنها برای آنها بد نیست بلکه به نوعی آرمان آنان به شمار می رود انقلابیون تندرو در ایران و صهیونیست های افراطی در امریکا در این شمارند از اینان عده ای غافلند و گروهی مغرض.

3-     گروهی از نمد اختلافات دو کشور کلاههای بزرگی برای خود بافته اند کارخانجات عظیم اسلحه سازی و همچنین خریداران نفت که از اتحاد ایران وکشورهای حاشیه ی خلیج فارس متضرر می شوند را می توان در این دسته قرار داد

4-     عده ای اما بی غرضانه  مرتکب اشتباه شده اند اشتباهاتی که می توان آن را تحت 2عنوان کلی قرار داد:                                                                                                          «توهم توطئه و توهم توسعه»                                                                                

 حقیقت آنست که ملت ایران انقلاب نکرد تا:                                                                               در تمام نقاط روی کره زمین منافع ملت امریکا را به مخاطره افکند؛ تا دشمن درجه یک کشورهای ابر قدرت شود تا بدیهی ترین حقایق نظام بین الملل را به سخره بگیرد بلکه هدف انقلاب تنها و تنها مستقل شدن کشور بود وبس واین مهم را می توان بدون پرداخت این همه هزینه ی دیپلماتیک به دست آورد

5-     در این گذر نباید از بیان واقعیات ابا کرد حقیقت آنست که ملت متمدن و با فرهنگ ایران و ملت بزرگ و توسعه یافته ی امریکا در این سالها هزینه هایی نابجا و غیر ضرور پرداخته اند بپذیریم که پرداخت هر هزینه ای قابل قبول نیست

6-     باید قبول کرد که فضای رابطه ایران وامریکا در طول 30 سال گذشته بیش و پیش از آنکه عقلانی ،مفید و بر مبنای امهات علم دیپلماسی باشد احساسی،مضر وشبه رسانه ای بوده اخباری که در این 30 سال از دو کشور مخابره می شد بیش از آنکه به نفع ساکنان این دو کشور باشد به نفع رسانه های گروهی بود تا باز هم خبر داغ و جذابی داشته باشند

7-     سخنان اخیر رهبری مبنی بر اینکه: «در حرفهای من به دقت تامل کنید البته آنها را به صهیونیستها ندهید که برایتان ترجمه کنند بلکه با انسانهای صالح مشورت کنید» کاملا به جا و صحیح است

اما در مقابل این گزاره را مطرح می کند که آنها که در تهران مواضع مقامات غرب را ترجمه می کنند چه کسانی هستند و چگونه فکر می کنند؟آیا هیچ نشانه ای وجود دارد که افرادی که اندیشه های آنها در دوران نظام دو قطبی و جنگ سرد فسیل شده مسئول این کار نباشند؟آیا می توان مطمئن بود که آنان که این مهم را بر عهده دارند درک درستی از نظام بین الملل دارند ؟ آیا ازهنجارها وساز وکارهای زیست بین المللی آگاهند ؟ و مهمتر از همه آنکه نظر آنان در مورد منافع ملی تا چه اندازه با نظر ملت در مورد منافع ملی همخوانی دارد؟

8-     نه ما مردم ایران حاضر به پذیرش ذلت و وابستگی هستیم ونه مقامات ما اجازه دارند که خالصانه  یا خائنانه ما را به این ورطه افکنند امابا تامل بیشتر در شرایط جهان می توان راههای مناسبت ترو کم هزینه تری را انتخاب نمود می توان و باید که اوضاع را عقلانی تر و سازنده تر نمود

                                                                                         تا کلام بعدی بدرود 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                         

نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 21:15 توسط امیر حیدریان| |