گمان مبر که به پایان رسید کار مغان ، هزار باده ی ناخورده در رگ تاک است
از دیدن این منظره بسیار ناراحت شدم و از خود پرسیدم که چرا جامعه ی من از این سرمایه های بزرگ استفاده ی مناسبی نمی برد؟ امثال او اما در جامعه ی ما کم نیستند در حال حاضر اداره ی نظام وظیفه در ایران با چنان تراکمی از سرباز وظیفه روبه رو شده که بسیاری از این فرزندان شایسته وبرومند وطن باید بین شش ماه الی یک سال در انتظار باشند تا نوبت اعزام به خدمت آنها برسد!!!!_البته من در مقام رد نظام وظیفه قرار ندارم هر چند در مورد آن هم مطالبی هست ولی فعلا مجال آن نیست-بگذریم نسل جوان یکی از مهمترین قسمتهای سرمایه ی اجتماعی هر جامعه ای را تشکیل می دهد نه منطق اقتصادی نه منطق اجتماعی و نه منطق سیاسی نمی پذیرد که ما برای نسل جوان خود بین 12 الی 19سال هزینه کنیم وسپس در اوج جوانی آنها را به کاری بگماریم که نه تنها هیچ ربطی به تحصیلات آنها ندارد بلکه به منزله ی پشت پا زدن به تمام سرمایه گذاری های گذشته و تمام تلاشها ومرارتهای علمی این جوانان است و از سویی بسیاری از اشخاص دیگر در سنین دیگر هم میتوانند این کار را با همین کیفیت انجام دهند ناگفته نماند که امروزه رشد فنآوری می تواند تمامی این خدمات را با کیفیت بهتری هم ارائه دهد پس دلیل واقعی این سرمایه سوزی بزرگ چیست؟ امسال تحت عنوان «اصلاح الگوی مصرف » نام گذاری شده است -هر چند من معتقدم سرنوشت این نام گذاری به مانند بسیاری از سایر امور دولتی ،انشایی و شعاری جامعه ی ما چنگی به دل نخواهد زد- اما انتظار می رود که اگر قرار است فرهنگ مصرف جامعه را اصلاح کنیم به « مدیریت هزینه » در جامعه ی خود سر وسامان دهیم و با یک برنامه ریزی صحیح ،هر سرمایه ای را در بهترین موقعیت ممکن به کار ببندیم نیروی انسانی را مهمترین سرمایه ی اجتماعی جامعه بدانیم و با نگاه کارشناسی وعلمی ازآنها استفاده کنیم نه نگاههای آلوده ی سیاسی ، قشری و...، بپذیریم که جامعه ی ما با امواج اسفناکی از فرار مغزها روبه روست و بپذیریم که چنین کج سلیقگی در استفاده از نیروی انسانی ،خود عاملی خواهد بود بر تشدید فرار مغزها و...... اصلاح فرهنگ مصرف فقط به این معنا نیست که از لامپ کم مصرف و شیرآب فشار قوی استفاده کنیم اصلاح فرهنگ مصرف می تواند به این معنا هم باشد که یاد بگیریم به دانشمندان، نخبگان، استادان دانشگاه ها روشنفکران، روزنامه نگاران ،هنرمندان و....احترام گذاشته و شرایط جامعه را طوری برای آنان آماده کنیم که بتوانند با آرامش خاطر و به بهترین نحو ممکن به کشور خدمت کنند یاد بگیریم اگر یک طرح یا سند ملی - که از تلاش کارشناسان جامعه حاصل شده – در دست ماست آن را کنار نگذاریم ،یاد بگیریم که از هر لحظه ی یک مصاحبه ی تلویزیونی نهایت استفاده را ببریم یاد بگیریم که اگر وزیر ما می تواند در اتاق کارش مفیدتر باشد او را آواره ی روستاها و شهرها نکنیم تا کنار فقرا بایستد وعکس یادگاری بگیرد یاد بگیریم اگر بودجه ای را می توان در یک سرمایه گذاری زیربنایی ودرازمدتی هزینه کرد آن را صرف مخارج یومیه و یا به قول خودمان « خرج اتینا » نکنیم و....... هنوزهم یاد آن جوان سرباز وظیفه که دردوره ی دولت عدل علوی در خیابان دادگستری در سال اصلاح الگوی مصرف با مدرک کارشناسی ارشد سر چهار راه ، خسته و کوفته به چراغ قرمز تکیه داده آزارم میدهد.... تا کلام بعدی بدرود
تاکسی پشت چراغ قرمز ایستاد چراغ که سبز شد دیدم جوانکی سبزه و لاغر اندام که لباس نیروی انتظامی به تن دارد و سرباز وظیفه است از سر خستگی به چراغ قرمز تکیه داده ، تاکسی داشت ازکنار او عبور می کرد من با تعجب به سردوشی هایش خیره شدم روی هر دوش او سه ستاره بود این یعنی اینکه ایشان ازنظر نظامی ستوان یکم به شمار می آید واز نظر علمی مقطع کارشناسی ارشد را به پایان رسانده است او چه از نظر سلسله مراتب نظامی و چه از نظر مرتبه ی علمی در رده ی بالایی ست اما حقیقت آنست که در حال حاضر نه موقعیت نظامی او منزلتی به شمار می آید و نه مدرک علمی او توانسته او را به جایگاهی که شایسته ی آنست برساند
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت
20:23 توسط امیر حیدریان| |


